سيد مرتضى حسين صدر الافاضل ( مترجم : محمد هاشم )
738
مطلع انوار ( احوال دانشوران شيعه پاكستان و هند ) ( فارسي )
خيرات احمد ص 240 مولوى سيد خيرات احمد از منطقه مردمخيز پالى بلوك گيا و رئيس آنجا بود . وى زبان انگليسى را ياد گرفته بود و در پتنه در دادگسترى كار مىكرد . علاوه بر نور ايمان ، « گزيدهء مراثى » مرحوم ميرزا دبير را با عنوان « مطلع انوار » به چاپ رسانيده بود . دلدار حسين ص 246 تا آنجا كه به خاطر دارم ، مولوى دلدار حسين اهل پتنه بود و مدتى در مدرسهء عباسيّهء پتنه تدريس مىكرد . ذاكر حسين ، بهريلوى ص 254 از تصانيف وى « سيرت فاطمه الصديقة » و رسالهء كوچك « خونابهء اشك » است . راحت حسين بهيكپورى ص 258 وى اصلا به آفريقا سفر نكرده بود ، بلكه در گجرات اقامت داشت و در همان جا تبليغ مىكرد . پسرش سيد خليل عباس شرح حال وى را در مجلهء « انجمن وظيفه سادات و مؤمنين » به مناسبت بيست و پنجمين سالگرد ، به چاپ رسانيده و در آنجا تاريخ وفاتش را روز پنجشنبه 16 ذىالقعده 1377 ه ق / 5 ژوئن 1958 م ، نوشته است . راحت حسين گوپالپورى ص 259 شرح احوال وى در مقدمهء رسالهء توشهء آخرت ، بروشنى بيان شده كه تفصيل آن چنين است : وى در ذىالقعده 1324 ه ق به عراق رفت . در سال 1326 ه ق وقتى خبر درگذشت پدرش را شنيد به وطن برگشت ، ولى پس از يك سال ، دوباره به نجف اشرف رفت . غير از اساتيدش كه در مطلع انوار ذكر شده است ، وى از محضر اساتيد ديگرى مانند آقاى سيد حسن رشتى ، آقاى سيد حسين بروجردى ، آقاى سيد ابو الحسن اصفهانى ، آقاى شيخ محمّد ابراهيم اردبيلى و آقاى سيد احمد سبط الشيخ هم بهره برده است . در جنگ جهانى اول به سال 1914 م بهسختى همراه با خانواده به وطن بازگشت . وى در قريهاى به نام حسينآباد ، واقع در بلوك مونگير سكونت داشت ( در مطلع ، به اشتباه ، حيدرآباد نوشته شده است ) . يادآورى : در صفحهء 260 ، سطر 4 ، به جاى عبارت « در اين هنگام از ايالتهاى ديگر . . . وفات يافت . » ، عبارت زير جايگزين شود : در سال 1940 م از حسينآباد به وطن برگشت و همان جا به تصنيف و تأليف مشغول شد . پس از درگذشت مولانا عديل اختر ، وى رياست مدرسهء الواعظين را به عهده گرفت . چهار يا پنج سال اين مسئوليت را انجام داد ، ولى به سبب مرض قند مجبور شد به وطن بازگردد و پس از چند ماه در 26 رمضان 1376 ه ق در وطن دار فانى را وداع گفت . همچنين در مقدمهء « توشهء آخرت » ، فهرست كامل كتابهايش كه تا سال 1950 م نوشته بود ، ذكر شده است . در فهرست ، نام كتابى « الاستنصار فى حرمة الاستدبار » چاپ شده بود كه اشتباه است و نام صحيح آن « الانتصار فى حرمة الادبار » است . مهمترين تأليف وى « مرشد امت » مشتمل بر چهار جلد است كه چاپ نشده است . وى در آخرين روزهاى زندگى ، به تأليف كتاب مفصلى با عنوان علم رجال سرگرم بود . در حدود سال 1950 م وقتى به قصد زيارت در سفر بود ، با مرحوم آقاى سيد حسين بروجردى ملاقات كرد . آقاى بروجردى از او خواست كه بعضى از كتابهاى خودش را به عربى ترجمه كند تا مردم ايران و عراق هم بهرهمند شوند . وى پس از بازگشت از سفر ، تقريبا دوازده رسالهء خودش را كه دربارهء فقه استدلالى بود ، از اردو به عربى ترجمه كرد و آنها را يك جا با عنوان « الاثناعشريه » به چاپ سپرد و نسخههايى نيز براى ايشان فرستاد . فرزندان او عبارتند از : مولانا سيد محمد ( صدر الافاضل ) ؛ مولانا سيد على قمى ؛ مولانا سيد محسن ( رياست مدرسهء الواعظين را به عهده داشت ) ؛ حكيم سيد نور اللّه . رجب على ارسطو جاه ص 263 - 261 پروفسور سيد اطهر عباس در ضمن مباهله با مولوى حيدر على ، نوشته است كه وى قرار گذاشته بود كه از بالاى منار قطب بپرد .