سيد مرتضى حسين صدر الافاضل ( مترجم : محمد هاشم )

694

مطلع انوار ( احوال دانشوران شيعه پاكستان و هند ) ( فارسي )

جلب كرد و در اين مركز علمى با علماى مناطق مختلف مذاكره و ملاقات كرد و در نتيجه ذهن و فراست او روشن و بهتر شد . علاء الملك در « محفل فردوس » از قول پدرش نقل مىكند كه سيد فاضل عزيز الدّين فضل اللّه يزدى براى زيارت به مشهد آمد و به خدمت ملا صدر هم رسيد . وى در ضمن ذكر حال سفر حج خود گفت كه شيخ ابو الحسن بكرى مصرى عالمى بسيار منصف و باكمال اهل سنت بود . من براى حل مسايل سنى و شيعه به خدمت وى مىرفتم ، روزى از او سؤال كردم ، معنى اين قول شيعيان كه مىگويند : « انبيا قبل از بعثت و نبوت معصوم بودند يا نه ؟ و حال آنكه قبل از بعثت ، دين و شريعتى كه مطابق آن رفتار كنند ، وجود نداشته ، چيست ؟ شيخ ابو الحسن بكرى مصرى جواب داد كه مقصود شيعيان از اين قول اين است كه چون فطرت نبى سالم و طينت او پاكيزه است بنابراين اگر قبل از بعثت و نبوت هم دينى وجود داشته بود ، خلافى از آنان سر نمىزد كه از نظر شريعت مورد مؤاخذه قرار گيرند . قاضى با شنيدن اين سخن احساس ناراحتى كرد ، وى مىخواست كه از اين بهتر پاسخ گويد ، اما آداب مجلس مانع شده بود ، ولى او پس از كسب اجازه از عم خود گفت : در اصول شيعه حسن و قبح عقلى است بنابراين اگر قبل از بعثت حكم شريعت متوجه آنان نبوده بازهم مطابق قاعده به خاطر ارتكاب معاصى قابل مؤاخذه بودند ، پس ضرورى است كه انبياء قبل از بعثت معصوم باشند . از اين قضيه سطح علمى و ذهنى نور اللّه و نيز مقام علمى و شايستگى و شهرت او روشن مىشود . استادان وى عبد الوحيد شوشترى و عبد الواحد مشهدى براى او اجازاتى صادر كردند و نور اللّه به تدريس و تصنيف و تأليف خود ادامه مىداد . ملا فتح اللّه شيرازى شخصيتى همچون بو على سينا يا مير باقر داماد در زمان خويش بود . اكبر شاه او را از دكن به آگره به حضور طلبيد ، حكيم در سال 991 ه ق در دربار اكبر شاه به مقاماتى رسيد و سپس مطابق ذوق خود به دعوت ارباب كمال پرداخت از جمله مولانا نور اللّه شوشترى را از آگره به حضور طلبيد و به نقل از « محفل فردوس » مولانا نور اللّه ميهمان ابو الفتح گيلانى شده بود و حكيم ابو الفتح گيلانى از سال 983 ه ق مورد احترام دربار اكبرى قرار گرفته بود . نامه‌اى از حكيم ابو الفتح گيلانى به نام ملا وجود دارد كه نشان‌دهندهء درجهء روابط عميق ، محبت و احترام هر دو نفر نسبت به يكديگر است . حكيم ابو الفتح گيلانى در پاسخ قاضى نور اللّه شوشترى هنگامى كه او در بستر بيمارى بود ، چنين نوشت :