سيد مرتضى حسين صدر الافاضل ( مترجم : محمد هاشم )
695
مطلع انوار ( احوال دانشوران شيعه پاكستان و هند ) ( فارسي )
« گرامى رقعهء كامل الذّاتى كه استقامت ذات سامىاش مسئول هر صحيح و بيمار است . شفابخش خاطر رنجوران بل نعم البدل آب حيات بود . عرق شرم بر جبين و سر خجالت بر زمين افكنده . دعاى دوستان از زبان نيكان مستجاب باد . تا استجابت دعاهاى ما گمراهان در آن بارگاه بار نيست . كلفت خبر بيمارى سريع الزوال شما از اخلاص خود ، مأيوسشدگان را دلكوبتر نموده « 1 » : مرگ است دورى از عدم تشويش هستى ديده را * يا رب ز خواب نيستى در حشر بيدارم مكن پريشانى خاطر شخصى كه به معايب نفس ناطقه رسيده باشد و به صد نااميدى دست از اصلاح خود شسته تصور فرموده همتى در كار ما پستفطرتان دارند ، تا خود را از تحت الثّراى طبع خلاص كرده به اقصاى غايت نفس ناطقه توانند رسانيد و اهل روزگار را از شر خود خلاصى توانند بخشيد . پنجم رجب المرجب 996 ه ق نوشته شد . » ( رقعات حكيم ابو الفتح گيلانى ، طبع لاهور 1968 م ، 115 - 116 ) ملا نور اللّه جوهر قابليت خود را در فتحپور سيكرى ، اكبرآباد ، لاهور و كشمير نشان داد و هنگامى كه قاضى معين لاهورى ( درگذشته به سال 995 ه ق ) به علت ضعف و پيرى از سمت قضاوت لاهور كنار كشيد ، علامه نور اللّه به جاى او به عنوان قاضى دارالسلطنهء لاهور منصوب شد . اما با اين شرط كه در فيصله دادن مسايل فقهى فقط پايبند به يك مذهب از مذاهب اربعه نباشد و رأى خود را طبق مبانى اعتقادى همان مذهب صادر كند . اين شرط خود بيانگر اطلاع كافى وى از اصول فقه اسلامى و فقه جعفرى است و به اين ترتيب توانست حقيقت علمى و نفوذ قوانين اسلام را به اثبات رساند . نور اللّه شوشترى در هندوستان تفسير و فقه و حديث و عقايد اماميه را تدريس مىكرد و به تبليغ نيز مىپرداخت . از خواندن كتاب وى « احقاق الحق » وسعت نظر وى معلوم مىشود چرا كه از فرق اسلام و جزئيات عقايد مسلمين و نيز دربارهء حديث و تفسير و تاريخ و فرهنگ آنها به طور شگفتانگيزى بحث كرده و در ردّ و قبول بعضى از اعتراضات پاسخ داده است . وى در شهرهاى مركزى مانند لاهور و آگره از مذهب اماميه با استقامت تمام دفاع كرده و محاصرهاى را
--> ( 1 ) - بااينكه تركيب « دلكوبتر » . از نظر دستور زبان فارسى و كاربرد آن به وسيلهء فارسى زبانان ، بدون اشكال نيست و اگر هم پذيرفته باشد ، بايد سرهم نوشته شود ، اما چون عين نقل قول بود ، تغيير داده نشد ( بازنگر ) .