سيد مرتضى حسين صدر الافاضل ( مترجم : محمد هاشم )
615
مطلع انوار ( احوال دانشوران شيعه پاكستان و هند ) ( فارسي )
تعليم و تربيت مير محمد مؤمن در بهترين شرايط و موقعيت انجام گرفت . خاندان وى در اخلاق ، سيرت ، كردار ، علم و فن شهرت داشتند . دايى وى صاحب نفس قدسى بود و نفوس قدسيهء او بر محمد مؤمن تأثير گذاشت . علوم را نزد نور الدّين موسوى شوشترى كسب كرد و سپس در رشتههاى تفسير و حديث ، فقه و كلام ، نجوم و متعلقات فلكيات ، هيئت و هندسه و غيره به كمال رسيد . از ميان شيوخ حديث وى نام نور الدّين سيد على شوشترى مكى و شمس الدّين و سيد محمد در كتاب رجعت آمده است ( سال وفات سيد نور الدّين على 1062 ه ق است ) . مولانا محمد مؤمن بعد از فراغت از تعليم مشغول كار دولتى شد ، و به تعليم حيدر ميرزا فرزند شاهطهماسب صفوى پرداخت و با تدريس و تربيت او بر شرافت نسب و حسن اخلاق و علم و كمال خود افزود . علامه محمد مؤمن به هنگام مرگ سلطان حيدر و جانشينى شاه اسماعيل در سال 986 ه ق براى زيارت از قزوين به عراق و از آنجا به حج رفت و بعد از انجام مراسم به طرف هند روانه شد . وى در اوايل سال 989 ه ق يعنى بعد از وفات ابراهيم قطب شاه ( درگذشته به سال 988 ه ق ) به دكن رفت . دوستداران وى از او استقبال كردند و او سلسله درس را شروع كرد بهطورى كه از لحاظ اخلاق و هوش سرشار و حاضرجوابى و حكمت و دانش شهرت يافت . پادشاه هم با او ملاقات كرد و تحت تأثير رفتار او قرار گرفت . اما مولانا به خاطر زهد و تقدس از امور حكومتى دور ماند ولى عامهء مردم به او گرايش پيدا كردند . محمد قلى شاه با وى به مشورت مىپرداخت و قبل از سال 993 ه ق مولانا به مقامات مهم كشورى دستيافت و پادشاه از نظر دينى معتقد مولانا شده بود و در سياست هم از او پيروى مىكرد . على قلى براى علامه يك مقام مستقل در نظر گرفت و او را به عنوان پيشواى سلطنت و پيشواى اعظم و وكيل السّلطنه انتخاب كرد . اين مقام آن قدر مهم بود كه انتخاب مير حمله با مشورت او انجام مىگرفت . مقام پيشوايى در اصل مقامى بعد از پادشاه و بالاتر از نيابت ، شيخ الاسلامى ، صدر الصدور و وكيل السّلطنه بود . براى اين مقام فردى را انتخاب مىكردند كه در كشور بالاترين مقام را داشته باشد . به عبارت ديگر پيشواى شرعى و حاكم دينى بود . حقوق ماهانهء وى يك هزار هون يعنى بيش از چهار هزار و پانصد روپيه بود ، املاك زيادى در حيدرآباد خريدارى كرد و در خارج از حيدرآباد نيز چندين روستا را خريد ، و اين علاوه بر املاكى بود كه از سوى شاه به او اعطا شده بود . وى قطعه زمين بزرگى را به نام دايرهء مؤمن اختصاص به