سيد مرتضى حسين صدر الافاضل ( مترجم : محمد هاشم )

543

مطلع انوار ( احوال دانشوران شيعه پاكستان و هند ) ( فارسي )

او صرف و نحو ، تفسير ، حديث ، عقايد ، ادب و نيز علوم معقول و منقول را نزد مولانا سيد حسن ( احاطه كمال جمال ) ملا على نقى ( استاد كالج كننگ ) مفتى محمد عباس و پدرش تمام كرد و كتابهاى طب را در محضر حكيم كمال الدّين موهانى و حكيم نبا آموخت و در مطب كليم نبا طبابت مىكرد . در زمانى كه محصل بود به خاطر هوش و استعداد فراوان براى مطالعه و يادگيرى چندان زحمت نمىكشيد . خواجه غلام حسنين همدرس او بوده است . او مىگويد : علن در كلاس بجهن با دقت به درس استاد توجه مىكرد ، بحث و فحص ادامه مىيافت و درس دو روز طول مىكشيد . او به هنگام شب ، تمام دروس خود را مطالعه مىكرد . يك‌بار علن كتابى را برداشت تا مطالعه كند ، پس از چند لحظه كتاب را بست و كنار گذاشت . برادر جوانترش پرسيد : كتاب را تمام كردى ؟ او جواب داد : من همين‌كه جلد كتاب را ببينم ، مىفهمم كه در كتاب چه نوشته شده است . محمد حسين پس از فراغت از تحصيل ، مطب داير كرد و به معالجهء بيماران پرداخت ، آقاى مفتى از وى خواست تا رساله‌اى دربارهء منجزات مريض بنويسد . در كودكى مطابق رسم لكنهو فنون سپاهيگرى ياد گرفت ، اما به جاى آنكه سوار فيس « 1 » شود اسب‌سوارى مىكرد . او طبيبى دانشمند بود و نسبت به بيماران و محصلان با مهربانى و احترام رفتار مىكرد . به تدريس علاقه داشت و طب ، منطق ، فقه و اصول ، كلام و ادب و . . . را درس مىداد ، سنى و شيعه هر دو در درس او شركت مىكردند . مولانا لطف حسين مىگفت : رفتار و گفتار مولانا علن به سلطان العلماء شباهت دارد . ميرزا محمد جعفر اوج مىگفت : مولانا علن ، جامع معقول و منقول است ، پدر مولانا در سال 1296 ه ق درگذشت ، او تصميم گرفت به كربلا برود ، در سال 1299 ه ق عازم عراق شد و در آنجا در درس خارج شيخ العراقين آية اللّه شيخ زين العابدين مازندرانى ( درگذشته به سال 1305 ه ق ) حاضر شد و در مدت يك سال و نيم براثر شايستگى كه از خود نشان داد به دريافت اجازهء اجتهاد از شيخ نايل آمد . آن اجازه در سال 1303 ه ق به چاپ رسيد . ملاذ العلماء سيد بچهن در سال 1309 ه ق درگذشت و مسند فتوا و اجتهاد به او واگذار شد ،

--> ( 1 ) - يك نوع سوارى كه تختى را چهار نفر روى شانه‌هايشان حمل مىكردند - م .