سيد مرتضى حسين صدر الافاضل ( مترجم : محمد هاشم )

53

مطلع انوار ( احوال دانشوران شيعه پاكستان و هند ) ( فارسي )

ابن حسن جارچوى 1322 ه ق / 1904 م 1393 ه ق / 1973 م علامة بن حسن جارچوى بن سيد مهدى حسن رضوى در جارچهء بلوك بلندشهر در تاريخ 4 محرم 1322 ه ق مطابق 31 مارس 1904 م متولد شد . هنوز پنج‌ساله بود كه پدرش وفات يافت و پدر بزرگش به تعليم و تربيت او پرداخت . مولانا مدتها نزد شوهر خواهرش مولوى شبير حسين در ميرپور بهتور بلوك تهتى سند به سر برد . از دانشگاههاى راپور و اوريانتال به دريافت مدارك فاضل و منشى فاضل نايل آمد . از ميروت فوق ديپلم و از لاهور ليسانس و فوق ليسانس در رشتهء ادبيات و حقوق دريافت كرد و در سال 1932 م ليسانس تربيت مدرس را از دانشگاه اسلامى علىگره به دست آورد . وى از سال 1920 م تا 1930 م در سند ، پنجاب و دهلى براثر سخنرانيهاى مهيّج خود به اوج شهرت رسيد و در سند امامت جماعت را برعهده داشت . از سال 1913 تا 1938 م در جامعه مليه تدريس مىكرد و در همين سال از طرف راجه محمد امير احمد خان محمودآباد فرا خوانده شد و در لكنهو مدير گروه علم و فلسفهء جديد بود . از سال 1949 تا 1951 م به رياست مدرسهء عالى شيعه منصوب شد . او در ادارهء اوقاف شيعه و دانشگاه لكنهو و همچنين در دار التأليف محمودآباد و ديگر سازمانهاى ملى عضويت داشت . بين سالهاى 1944 تا 1947 م با وى ملاقات داشتم و از اطلاعات جديد او استفاده مىكردم ، چرا كه وى دربارهء تاريخ و فلسفه و علوم اسلامى ، حتى كمونيسم و فلسفهء جديد حكومت ، مطالعات عميقى داشت . با استفاده از آثار نويسندگانى مانند هگل و لنين از نهضت سوسياليستى سخت انتقاد مىكرد و به حل مشكلات جديد از ديدگاه تشيع مىپرداخت . وى از ملاقات با نوابها و رؤسا پرهيز و از رفتارشان سخت انتقاد مىكرد و علت اختلاف‌نظر خود را با آنها از جمله با نواب رامپور و مرحوم نواب رضا عليخان آزادانه بيان مىداشت و معتقد بود كه دانشجويان بايد با علوم جديد آشنا شوند . هنگامى كه من در سال 1945 م انجمى به نام « كل هند شيعه عربى جمعية طلبا » تأسيس كردم ، با تشكيل يك گردهمايى بزرگ رياست اين جلسه برعهدهء مولانا جارچوى واگذار شد ، اما بعد از مدّتى براثر سوءاستفادهء بعضى از احزاب سياسى اين جلسات ادامه نيافت .