سيد مرتضى حسين صدر الافاضل ( مترجم : محمد هاشم )
509
مطلع انوار ( احوال دانشوران شيعه پاكستان و هند ) ( فارسي )
خاطر داشتن حافظهء قوى و تبحر در مسايل فقه او را « كتاب گويا » مىگفتند . مولانا در 14 ذيقعده 1298 ه ق در « سرسى بلوك مرادآباد » متولد شد ، پدربزرگ مادريش سيد دلاور على زائر بن سيد مدد على نامش را محمد اعجاز حسن و پدرش برحسب وصيّت پدر خود نام او را محمد حسنين گذاشت . كتابهاى ابتدايى را نزد پدرش ، سيد شبير حسين سرسوى ، مولوى مظفر عليخان ، ملا باقر مرادآبادى ، و سيد كرار حسين خواند و دوران كودكى را در مدارس امروهه ، نوگانوان ، ميروت و جلالى سپرى كرد . وى در ماه ذىالحجّه 1316 ه ق ازدواج كرد و چون از پدرش دور بود وضع روبهراهى نداشت تا اينكه يك روز مولوى محمد اسماعيل الرضا معروف به ابو ذر بن مولوى محمد دولت به پدرش گفت : اكنون كه شما ضعيف شدهايد و از يك طرف اعجاز حسن هم صاحب فرزند شده و كارى هم در دست ندارد اگر اجازه فرماييد در دفتر تحصيلدارى به عنوان نامهرسان استخدام شود . پدر اعجاز حسن از اين سخن ناراحت شد و گفت : اى ابو ذر ، از خدا بترس ، اين سخنان بيهوده را بر زبان نياور ، فراموش نكن كه اين فرزند من باعث افتخار خاندان خواهد شد ، اميدوارم كه خداوند بر او لباس علم و تقوا بپوشاند و تحصيلدار شما به كفشبردارى وى افتخار خواهد كرد » . و على اللّه فليتوكل المتوكلون » ما خواهان دنيا نيستيم كه « الدنيا جيفة و طالبها كلاب » . سخنان پدر در بيدار كردن اعجاز حسن از خواب غفلت بسيار مؤثر واقع شد و نور علم در چشم او درخشيد و تاريكى جهالت از دلش دور شد ، همان وقت با خدا عهد بست كه براى ادامهء تحصيل علم كمر همت ببندد و كتابهاى قديمى را جمع كرد و لباسها را از چمدان بيرون آورد و به خدمت پدر رفت . پدرش مقصود او را سؤال كرد ، او گفت : مىخواهم براى تحصيل علم دين به لكنهو بروم . پدر گفت : ديگر از هنگام درس خواندن گذشته است ! پاراگراف ذيل نقل از نوشتهء آن مرحوم در « السوانح الاعجازية » است . گفتم : اگر دعاى شما شامل حال من باشد از رحمت بارى تعالى نااميد نخواهم بود ، شما اجازه بدهيد و دعاى خيرتان را همراه من كنيد ، ديگر يك ساعت هم در اين خانه نمىمانم . پدر گفت : فردا شما را خودم به لكنهو مىبرم . سپيدهء سحر نمودار و بخت خفتهء من بيدار شد . پدر بزرگوارم براى نماز صبح وارد مسجد شد ، نماز جماعت به پايان رسيد و چون روز شد ، درشكه آمد و به نام خدا هر دو سوار شديم . ( السوانح الاعجازية ) . وى در كلاس هفتم مدرسهء ناظميه كتابهايى مانند شرح ملا جامى ، قطبى ، شرائع الاسلام ،