سيد مرتضى حسين صدر الافاضل ( مترجم : محمد هاشم )

412

مطلع انوار ( احوال دانشوران شيعه پاكستان و هند ) ( فارسي )

از نامهء پرمحتواى وى به زبان عربى كه براى مولانا سيد محمّد ابراهيم لكنهوى نوشته معلوم مىشود كه او از مولانا عنايت على دربارهء وجوب و عدم وجوب نماز جمعه سؤال كرده و مولانا نيز به استناد اقوال علماى بزرگ جواب را در چهار صفحه به او نوشته است . از اين نامه مىتوانيم به فقاهت ، و درجهء علمى او پى ببريم . مردم سامانه و پتياله مىگويند كه مولانا عنايت على صاحب كرامات و فردى متقى ، خطيب ، واعظ و فقيه بود و در پنجاب با كوشش وى تعداد زيادى شيعه شدند ، چرا كه وى از كلامى مؤثر و جاذب برخوردار بوده است . مولانا به زبانهاى عربى ، فارسى و اردو شعر مىگفت ، بااين‌همه ديوانى مدوّن نداشت و اشعارش از بين رفت . مولانا با سخنرانيهاى مؤثر خود افراد زيادى را به راه راست هدايت كرد و بدعتها را از بين برد و به ترويج دين همّت گماشت . مردم پنجاب از فيوض و بركات او بهره‌مند شدند و مساجد و حسينيه‌ها ساختند . حجة الاسلام آقاى ميرزا حبيب اللّه رشتى اجازه‌نامه‌اى از عراق براى او فرستاد و بالاتر از اين آية اللّه شيخ زين العابدين عمامه و عبا و عصاى خود را به وسيلهء مقبول حسين سامانوى براى او ارسال داشت . با علماى هند محبّت و روابط دوستانه برقرار كرده بود و با مولانا سيد حامد حسين ، صاحب عبقات الانوار و مولانا سيد اعجاز حسين در سفر زيارات آشنا شد و با رجب على ارسطو جاه و ديگر علماى اطراف و اكناف مكاتبه داشت و مردم از مسايل مربوط به فقه و عقايد از او سؤال مىكردند . مولانا در مواعظ خود علاوه بر بيان مسايل شرعى به اصلاح و درستى مؤمنان سفارش مىكرد و مردم هم به گفتار و نصايح او توجه مىكردند . در آن زمان در مراسم و جلسات محرم مردم به دهل و وسائل ديگر متوسل مىشدند ، مولانا مردم را از اين عمل منع كرد و عزادارى را به طريق صحيح به آنها آموخت . در شريعتكده ( منزل ) او از اول ماه محرّم تا هشتم ربيع الاول هر روز مجلس بر پا مىشد و در نهم ربيع الاول جشن مىگرفتند و از مهمانان پذيرايى مىكردند و در مجالس مدح و منقبت بعد از پايان مجلس ، با دست خود شيرينى و پول تقسيم مىكرد . مولانا در سن بيش از هفتادسالگى در روز دوشنبه 13 ذىالحجّه 1324 ه ق / 29 ژانويهء