سيد مرتضى حسين صدر الافاضل ( مترجم : محمد هاشم )
411
مطلع انوار ( احوال دانشوران شيعه پاكستان و هند ) ( فارسي )
در ميان نوشتههاى مورد بحث نوشتهاى زرافشان از مهاراجه بروده به نام مهاراجه پتياله موجود است كه در آن به ورود مولانا عنايت على به پتياله و به عظمت و بزرگى وى اشاره شده است ، تاريخ اين نامه 17 اوت 1868 م يعنى آخر ربيع الثانى 1285 ه ق است . بنابراين ممكن است مولانا مدتى قبل از سال 1285 ه ق وارد هند شده باشد . يك مضمون مفصل با القاب و آداب بزرگ در تاريخ 10 اوت 1887 م يعنى ذيقعدهء 1304 ه ق در روزنامهء اوده ، لكنهو به چاپ رسيده بود و نشان مىدهد كه مولانا هجده سال هم به لكنهو رفته است . نوشتهاى ديگر از جناب والاجاه بن ميرزا حيدر بدون تاريخ است كه در آن به مهاراجه پتياله دربارهء آمدن مولانا به پتياله و احترام و تجليل از علم و فضل مولانا به اطلاع وى رسيده است . چون نواب والاجاه موسوى در سال 1872 م / 1289 ه ق درگذشته ، بنابراين ممكن است آمدن مولانا به لكنهو بعد از پايان تحصيلاتش اتفاق افتاده باشد و احتمالا ابتدا به بروده و سپس به پتياله و سامانه رفته باشد . خليفه سيد محمد كاظم بيان مىكند كه مولانا حدود هجده سال با نواب على نقى ، وزير اوده ، در ايران و عراق به سر مىبرده و در همان زمان مولانا والاجاه بهادر هم به حج و زيارت رفته است ، بنابراين بعيد نيست كه مولانا در همان سفر با نواب آشنا شده باشد و شايد با او همدرس بوده است . بههرحال ، واقعهء آمدن مولانا به لكنهو حايز اهميت است . از نوشتهء روزنامهها معلوم مىشود كه مولانا در منزل نواب آقا ابو سيد مهدى حسن ، بانى مدرسهء سلطان المدارس اقامت داشته است . حكومت لكنهو در آن زمان به دست ميرزا قدر بهادر اداره مىشد . شاهزاده كه براى گذرانيدن ايام تابستان به كوه رفته بود در مراجعت با مولانا ملاقات كرد . اتفاقا در همان زمان به علت بيمارى واجد على شاه مردم لكنهو پريشان بودند اما از كلكته خبر رسيد كه بهبود پيدا كرده است ، شاهزاده به شكرانهء سلامت او در روزهاى 20 / 21 / 22 شوال 1304 ه ق / ژوئيه 1887 م مجالسى تشكيل داد و مولانا سخنرانيهاى خوبى ايراد كرد . به نظر مىرسيد كه مولانا با رؤساى لكنهو روابط ديرينه داشته و سخنرانيهايش براى مردم لكنهو پسنديده بوده است . مولانا عنايت على از آن دسته علماى پنجاب بوده كه ظاهرا در لكنهو كسب علم نكرده بلكه بهطور مستقيم از طرف علما و شيوخ بزرگ عراق اجازه گرفته و در پنجاب و سند مورد احترام بوده است .