شيخ ذبيح الله محلاتى
80
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )
را كمك مىكرديم كه مدت شش ماه وسط او را تراشيدم به حدى كه دوازده نفر مىتوانستند در او بنشينند و به صورت كشتى معمولى درآمد اين وقت حمد خداى را بجا آوردم و سوراخى هم براى او قرار داديم و از حشيش جزيره طنابى محكم براى او برهم بافتيم و سر او را گره زده از سوراخ بدر كرديم و سر ديگرش را بدرخت بستيم و منتظر مد دريا شديم چون آب جلو آمد هنگام مد دريا كشتى به روى آب ايستاد شكر خداى بجا آورديم و در آن جزيره كوهى بود كه بر قله آن كوه زنبور عسل بسيار بود و بر يك طرف آن كوه اشجار او همه قرنفل بود و در فصل بهاران زنبورها هرچه عسل مىكردند باران آنها را به دريا جارى مىكرد و ماهيان دريا مىخوردند و عنبر اشهب از آنها به عمل مىآمد و از شمع آن عسل در وقت جريان باران در پست و بلنديهاى آن جبل مقدار زيادى باقى مىماند و هنگام تابيدن آفتاب در تمام آن صحرا منتشر مىشد و ما از آن شمع مقدار صد من جمع كرديم و از آن عنبر اشهب ايضا چندانكه كشتى ظرفيت داشت فراهم نموديم و براى توشه خود از آن چينى در كشتى بسيار آورديم و منتظر زيادى آب و مد دريا شديم چون آب زياد شد ديديم كشتى به روى آب بلند شد اين وقت حمد خداى بجا آورديم و در كشتى نشستيم و طناب كشتى را از درخت باز نكرديم يكى از پسرها خواست از كشتى پياده شود و طناب كشتى را از درخت باز كند مادر ايشان گفت فرزند تو پياده نشو من پياده مىشوم مادرشان پياده شد و طناب را باز كرد موج دريا طناب را از دست او گرفت و كشتى را بسرعت برد بوسط دريا ناله و ضجه آن زن بچرخ كبود رسيد و اين دو پسر نيز بانك عويل و ناله آنها بالا گرفت از آن منظرهء دلخراش بيم آن بود كه من ديوانه بشوم اين دو پسر خواستند خود را به دريا بيندازند و آن مادر بيچاره همى بحسرت بسوى ما نظر مىكرد گاهى به طرف يمين دريا گاهى به طرف يسار مىدويد و ما هم به او نظر مىكرديم و مىگريستيم چون مقدارى دور شديم آن بيچاره بالاى درخت رفت و همى بما نظر مىكرد چون مأيوس شد خود را از درخت انداخت نمىدانم آيا چه بر سر او آمد و اين دو پسر از گريه و ناله آرام نگرفتند .