شيخ ذبيح الله محلاتى
76
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )
تكيه مىزدند چندانكه براى هر شهر يا دو شهر شهريارى بود و همه با كمال صفا و خلوص نيت زندگانى مىكردند و در ملك و مال همديگر چشم نمىدوختهاند پس از هر شهر شهريارى بيامد براى خواستگارى آن دوشيزه پدرش از تزويج بيمناك بود كه با هركدام تزويج كند بقيه با او دشمن خواهند شد و بسا فتنه حديث شود ازاينجهت در كار خويش سرگشته و پريشان شد با دختر گفت اى فرزند در كار تو حيران و سرگردانم و متحيرم دختر گفت اين تحير براى چيست گفت همانا شهريار هر ديار براى خواستگارى تو آمدند و من مىدانم اگر ترا بيكى از آنان تزويج كنم ديگران خشمگين مىشود و با من دل بد مىكنند و ممكن است فتنه حديث شود . دختر گفت اى پدر حل اين مشكل را بعهدهء من واگذار قادس گفت يعنى چه مىكنى گفت مهمى منظور مىدارم تا هركه آن را كفايت كند من زن او خواهم بود و اگر نتواند حق اينكه خشمناك بشود ندارد قادس رأى دختر را پسنديد دختر گفت بشهرياران بنويس كه من اختيار اين كار با دختر نهادم و او مىگويد هركدام حكيم دانشمند باشد او شوهر من است . چون اين خبر به ايشان رسيد همه عقب رفتند و دست از طلب برداشتهاند مگر دو نفر قادس با دختر گفت اى فرزند اين كار بر اشكال خود باقى است دو نفر از آن جماعت كه هريك حكيم دانشمند باشند در طلب تو قدم پيش نهادند و من از اين دو شهريار هريك را اختيار كنم آن ديگرى رنجه خواهد شد و خاطر او افسرده و بسا موجب حادثهاى بشود كه دفع آن در عقدهء محال افتد دختر گفت حل اين مشكل آسان است قادس گفت چه تدبير خواهى كرد دختر گفت در اين جزيره كه ساكن هستيم آسيابى محتاجيم كه از گردش آن مدار معيشت به سهولت بگذرد و من يكى از اين دو شهريار را مىخواهم كه بايد آبى شيرين و خوشگوار از اين بيابان جارى نمايد و آن آسيا از آن آب بگردد . و از آن شهريار ديگر خواهم كه طلسمى ترتيب دهد تا جزيرهء اندلس بسبب او از گزند دشمن محفوظ ماند .