شيخ ذبيح الله محلاتى

77

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )

و معنى طلسم بعضى گويند بمعنى اثر است بعضى گويند طلسم لفظى است يونانى معنايش عقد لا ينحل يعنى گرهى است كه گشوده نمىشود بعضى گويند كنايه از مغلوب آن است يعنى مسلط بالجمله پدر دختر آن تدبير را نيكو شمرد و جريان را به آن دو پادشاه اعلام كرد كه هركدام اين درخواست دختر مرا زودتر انجام داديد وى را به او تزويج خواهم كرد هر دو تن قبول مسئول او را نمودند و هريك يكى از آن دو كار را اقدام نمودند و هريك در كار خود شتاب مىكرد چه مقرر اين بود كه هريك در انجام كار خود پيشى جويد مستحق تزويج آن دوشيزه باشد . و آن سلطان كه كار آسيا را متحمل بود بانجام رسانيده بود لكن اين امر را از صاحب طلسم مخفى مىداشت مبادا چون مأيوس شود از ترتيب طلسم كنارى جويد همچنان نگران بود تا آن روز كه صاحب طلسم از كار طلسم فراغت پيدا كرد در پايان همان روز آب را بجزيره جارى كرد و آسياب را بگردش درآورد اين خبر به صاحب طلسم رسيد در وقتى كه بالاى طلسم بود و مشغول بصيقل دادن صورت طلسم بود كه آن را از مس سرخ و آهن مصفى كه باهم مخلوط و ممزوج كرده بود آن مجسمه مرد بربرى بود كه داراى ريش و موى مجعد كه از نهايت جعودت بر سرش ايستاده بود و كسائى در بر كه هر دو طرفش بر دست چپش بود و داراى صورتى بس لطيف و در دو پايش نعلى برنهاده و او را بر فراز بناى باريكى كه باندازهء جاى دو پايش بود سوار كرده و سر به آسمان بركشيده و درازى او از شصت و هفتاد ذراع افزون بود و در دست راستش كليد قفلى بود و به دريا اشارت مىنمود گويا مىگويد راه عبور نيست و اثر اين طلسم در بحريست كه محازى آن جزيره است و چنان است كه هرگز آن دريا را ساكن نمىبينند و هرگز كشتى بربرى در آن جارى نخواهد شد تا وقتى كه آن كليد از دست آن صورت بيفتد . بالجمله بعد از اين زحمات طاقت‌فرسا چون دانست كه صاحب آسيا بر او سبقت گرفته و شاهد مقصود در كنار او است چندان بىتاب‌وتوان شد كه از بالاى آن بنيان مرده به زمين افتاد . نگارنده گويد از حسن تدبير آن دوشيزه و عقل و فطانت او شهر را صاحب طلسم