شيخ ذبيح الله محلاتى

55

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )

ليلى عامريه دختر مهدى بن سعد عامرى از قبيلهء بنى عامر بن صعصعه كه پسر عمويش مجنون عامرى دل‌باخته او بود و نام مجنون مهجور و مبهم باقى مانده و مردد بين معاذ و اقرع و عامر و بحترى و مهدى و قيس است و شيخ بهائى در اوائل جلد اول كشكول فرمود اسمش احمد بوده است كيف كان اين عاشق و معشوق داراى امتيازى مخصوص بودند كه ضرب المثل و زبان‌زد خاص و عام گرديدند و شهرت جهانى پيدا كردند و اكابر شعراى نامى داستان ايشان را باساليب متنوعه بنظم آورده و حكيم نظامى كه در نظم مطالب عاليه حكمت نسبت به ديگران سمت رب‌النوعى دارد يك كتاب از خمسهء خود را بديشان تخصيص داده و منظومه ليلى و مجنون ( مكتبى ) شيرازى هم داراى امتيازى مخصوص مىباشد و هكذا غير اين‌ها بسيار و در دست‌رس عموم مىباشد و از جمله اشعار ليلى عامرى است . توعدني قومي بقتلي و قتله * فقلت اقتلوني و اتركوه من الذّنب و لا تبتغوه بعد قتلي ذلة * كفاه الّذي يلقاه من سورة الحبّ و له ايضا لم يكن المجنون في حالة * إلّا و قد كنت كما كانا لكنّه باح بسرّ الهوى * و أنّى قد ذبت كتمانا باح مجنون عامري بهواه * و كتمت الهوى فمتّ بوجديّ فإذا كان في القيمة نودى * من قتيل الهوى تقدّمت وجديّ و اين شعر اشاره به آنست كه از ليلى پرسيدند كه محبت تو و مجنون كه نسبت بيك ديگر داريد كدام‌يك بيشتر است گفت كه محبت من بمجنون بيشتر است تا محبت او به من زيراكه محبت او مشهور و محبت من مستور است و ليلى با همان مرض درگذشته و بعد از دفن او مجنون مطلع شده گريان و لطمه‌زنان بقبرستان آمده و از قبر وى جويا شد لكن سراغى و نشانى ندادند پس خاك قبرها را يك‌يك مىبوئيد و