شيخ ذبيح الله محلاتى
45
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )
من اين است كه دوتا پوست گوسفند قربانى داشته باشم كه يكى را فرش و يكى را لحاف خود قرار دهم محمد بن عبد الرحمن گويد بىنهايت متألم شدم و گريستم و پانصد درهم به دو بخشيدم به حدى خوشحال شد كه نزديك بود از خوشحالى بميرد و تا زنده بود بنزد ما آمدورفت داشت و نيز از مشكلتر چيزى را كه ديد پرسش كردم اين اين دو بيت را قرائت كرد . كلّ المصائب قد تمرّ على الفتى * فتهون غير شماتت الحسّاد إنّ المصائب تنقضي أسبابها * و شماتة الأعداء بالمرصاد پس گفت مشكلتر از هر چيز مرگ است گفتم مگر مرگ را ديدهاى اين دو بيت را خواند . لا تحسبنّ الموت موت البلا * لكنّما الموت سؤال الرجال كلاهما موت و لكن ذا * اشدّ من ذاك لذلّ السّئوال نويسنده گويد نظائر اين حوادث بىحساب است تعجب در اين است كه چرا مردم عبرت نمىگيرند امير المؤمنين عليه السّلام مىفرمايد ( لا تغرّنّكم الحياة الدّنيا فانّها غدّارة خدوع معطية منوع لا يدوم رخائها و لا ينقضى عنائها و لا يركد بلائها ) شما را اين دنياى غدّارهء مكاره فريب ندهد همانا رگ ابريست كه جز باران فتنه نبارد عجوزهء شوهركشى است كه هيچكس را تاج شاهى بر سر نگذاشت مگر آنكه او را به خاك مذلت كشانيد اين الفراعنة اين الاكاسرة اين العمالقة و ابناء العمالقة . إلى كم تماد فى غرور و غفلة * و كم هكذا نوم الى غير يقظة لقد ضاع عمر ساعة منه تشتري * بملإ السّماء و الارض آيته ضيعة أفاق بباق تشتر به سفاهة * و سخطا برضوان و نارا بجنة يكعمر گذشت و از ادب نادانى * شادى به همين كه صورت انسانى تحصيل شرف نكردهاى جز خورد و خواب * اى صورت انسان تو مگر حيوانى امّ جميل بصريه از مشاهير زنان بصره كه بصفت وفا معروف و اوفى من امّ جميل از امثال دائره