شيخ ذبيح الله محلاتى

27

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )

ميان اين همه زنها زن خوب * اگر پيدا شود جنسى است مرغوب وجودش منبع الهام باشد * چو قند و نيشكر در كام باشد به لبخندى غمت از دل بزايد * به گوشت نغمه شادى بخواند اگر بيند ترا در دهر غمناك * غبار غم ز رخسارت كند پاك رخش گلزار بستان تو باشد * لبش ياقوت و مرجان تو باشد ز تنهائى دگر لرزان دلت نيست * رخ مه‌پيكرانت در نظر نيست زوجه پسر لقمان در قصص الانبياء است كه يك روز لقمان حكيم پسر خود را وصيت مىكرد كه راز خويش را با زن مگو و از مردم نوكيسه قرض مگير و با فاسق دوستى مكن پس پسر خواست تجربه كند گوسفندى بكشت و در جوال نهاد و در او را محكم دوخت و در خانه برد و زن را گفت مرا حالتى افتاد و امروز يكى بر دست من كشته شد بايد به هيچ‌كس نگوئى و از نوكيسه وام خواست و با فاسق دوستى كرد چون بازآمد زن را بزد زن فرياد برآورد تو مىخواهى مرا بكشى چنان كه ديروز يكى را كشتى چون خبر به حاكم رسيد بطلب او كس فرستاد و رفت بنزد رفيق فاسق و از او طلب نصرت كرد كه مرا چنين كارى افتاده گفته‌اند تو خون كرده‌اى مرا با تو دوستى نيست رفت بنزد نوكيسه گفت قدرى وجوه وام به من ده كه در اين قضيه به كار برم گفت ترا مىبرند بكشند پول به تو دهم از كه بستانم و چيزى به او نداد چون او را بنزد حاكم بردند گفت چرا آدم كشتى گفت معاذ اللّه گفتند زنت مىگويد گفت دروغ مىگويد زن گفت كشته در خانه است گفتند بياوريد چون آوردند و سر جوال را باز كردند گوسفندى كشته ديدند از او تفحص كردند وصيت پدرش لقمان را تقرير كرد كه من خواستم تجربه كنم ببينم مطلب چنين است اكنون دانستم كه صحيح است ملك او را بنواخت . زوجه حاجب حجاج در كتاب تحفة الملوك است كه حجاج بن يوسف ثقفى شبى با حاجب خود گفت با