شيخ ذبيح الله محلاتى
15
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )
زوجه پادشاهى متمول بودم و او فرزند نداشت من ترسيدم اموال او را ديگران ضبط نمايند من خود را بابن عم وى رسانيدم و از او به تو حامله شدم افعى گفت اين جماعت نيستند مگر شياطين پس بنزد ايشان آمد و قصه خود را بازگفت و حوائج ايشان را برآورده مرخص نمود . فراست فيلاموس در زينة المجالس آورده كه اول كسى كه در علم قيافه و فراست كتاب نوشت جوانى بود يونانى بنام فيلاموس و او مردى حكيم و اديب بود و در ميان خلايق شهرت داشت خبر او باستاد حكماى عصر ديمقراطيس رسيد كه جوانى پيدا شده است كه بر طبايع و اخلاق انسان به نظر نمودن به ايشان اطلاع مىيابد و از ظاهر خلقت آدمى صفات باطنى او را اعلام مىفرمايد و طبيعت و عادت هركس را كما هو حقه مىگويد حكيم گفت اين نيكوعلمى است اما او را امتحان بايد كرد پس ديمقراطيس شاگردان خود را يكيك بسوى او فرستاد و او عادت و طبيعت هريك را كما هو حقه مىگفت تا آخر الامر ديمقراطيس صورت خود را كشيده بشاگردان داد گفت اين را نزد او بريد و اوصاف صاحب اين صورت را از او بخواهيد ايشان چون صورت را نزد فيلاموس بردند بعد از تأمل گفت صاحب اين صورت بايد مرد عالم حكيمى باشد اما شهوت بر طبيعتش مستولى بود و مايل بزنا و فجور باشد . شاگردان حكيم در غضب شدند خواستند جوان را برنجانند يكى از آنها كه بمتانت و فهم ممتاز بود مانع شد جوان گفت مرا نزد او بريد تا آنچه را كه گفتم مقرر سازم چون فيلاموس را بنزد ديمقراطيس بردند شاگردان گفتهاند ايها الاستاد آنچه اين جوان در حق شما گفته حيا مانع است ما را كه تقرير آن كنيم شما از خود او سؤال كنيد چون سؤال كرد فيلاموس گفت چون صورت ترا ديدم بفراست گفتم كه صاحب اين صورت بايد كه شهوتپرست باشد و زناكار اكنونكه به خدمت رسيدم يقين من روى در ازدياد نهاد چه علامت زنا در تو ظاهر است اما اگر به قوت عقل عنان نفس سركش را نگهدارى