شيخ ذبيح الله محلاتى
93
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )
راقم حروف گويد در اين حكايت بىتأمل نشايد بود براى اينكه روزه داشتن و مخالفت آراء اطباء حاذق كردن و حفظ بدن را دست بازداشتن با حكم شريعت مباينت دارد مگر تأويلى ديگر داشته باشد و اللّه اعلم بالجمله سيده نفيسه افطار نكرد و اين اشعار را قرائت نمود اصرفوا عنى طبيبى * و دعونى و حبيبى زاد بى شوقى اليه * و عزامى فى لهيب طاب هتكى فى هواه * بين واش و رقيب لا ابالى بفوات * حين قد صار نصيبى ليس من لام بعذل * عنه فيه بمصيب جسدى راض بسقمى * و جفونى بنحيب زينب گويد عمه بدان حال بود تا بعشر دوم شهر رمضان رسيد و حالت احتضار او رسيد بقرائت سورهء مباركه انعام استفتاح نمود همچنان تلاوت فرمود تا به اين آيه رسيد لهم دار السلام عند ربهم ) كه روحش بآشيان قدس پيوست و چنانچه در صدر ترجمه اشاره شد كه شوهرش خواست جنازهء سيد نفيسه را حمل بمدينه بنمايد مردم نزد امير بلد فراهم شدند و او را به اسحاق برانگيختهاند تا از آنچه اراده كرده است روى برتابد اسحاق پذيرفتار نشد ايشان اموال بسيار براى او جمع كردند تا بگيرد و از آن انديشه برگردد همچنان پذيرفتار نگشت مردم آن شهر و ديار آن شب را در مشقتى بزرگ بروز آوردند چون بامداد كردند در خدمت اسحاق فراهم شدند حال او را دگرگون ديدند سبب سؤال كردند گفت ديشب رسول خدا را در خواب ديدم كه مرا فرمود اموال ايشان را به ايشان رد كن و سيده را نزد ايشان دفن كن بالجمله سيده را در مزار درب السباع دفن كردند و آن روز از ايام مشهودهء روزگار بود از اطراف و بلاد و نواحى مردان بيامدند و بعد از اينكه دفن شده بود دستهدسته بر وى نماز مىگذاشتهاند و در آن شب شمعها برافروختهاند و از هر خانه