شيخ ذبيح الله محلاتى

70

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )

بوده و مادح بشر احمد حنبل و همين قدح براى او كافى است علاوه بر عيوبات ديگر او . و سابعا اين خرافت بشر قابل تماشاست كه مىگويد من اشتها دارم نقل احاديث بنمايم ازاين‌جهت ترك نقل احاديث نمودم سبحان اللّه آيا از نشر علوم و معارف بايد صرفنظر كرد براى اينكه ميل دارم آن را نقل بنمايم تبا لسوء افهامهم و ثامنا اعجب از آنكه مىگويد من از خداى متعال درخواست كردم كه هرچه حديث حفظ كردم از ياد من ببرد و از لوح قلب من آن را محو بنمايد و از براى من كتب بسيارى بوده كه همه را بدور انداختم كه مردم آن را لگدكوب مىكردند و من آنها را جمع نمىكردم و در مقام آن برآمدم كه تا صحيح و سالم هستم همه را در زير خاك پنهان بنمايم فاعتبروا يا اولى الابصار و تاسعا ابراهيم بن هاشم گفته چند صندوق و سبد از كتابهاى بشر را در زير خاك دفن كرديم و بشر تا زنده بود عيال اختيار نكرد و مردى پرمو و شاربهاى بلند داشت . و عاشرا هنگامى كه ابو حفص كه مذهب مجسمه را داشت او را بشارت داد كه من خدا را در خواب ديدم كه فرمود برو به بشر بگو كه اگر بر آتش سرخ‌كرده براى من سجده كنى اداى شكر من نكردى كه من نام ترا پخش كردم و اسم ترا در ميان مردم منتشر ساختم بشر از شنيدن اين كفر صريح انكارى نكرد بلكه گفت راستى چنين خوابى ديده‌اى گفت بلى دو شب پشت سر همديگر چنين خواب ديدم اكنون از اين قليل از كثير كه ذكر شد قيمت بشر حافى معلوم گرديد مزروعه بنت عملوق حميرى بانوئى شجاعه از مجاهدين بوده كه در ترجمهء عفيراء در جلد 4 نامى از اين بانو برده شده كه در جنگها جلادت بخرج داده او را اسير كردند چون پسرش جابر بن اوس را اسير كردند مزروعه در فراق فرزند اشعار ذيل را انشا كرد و اسأل عنك الركب هل يخبرونني * بحالك كيما تستكن المضاجع