شيخ ذبيح الله محلاتى

368

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )

و اعيان را بقتل رسانيدند و اموال آنها را بغارت بردند در آن‌وقت نصرت الدوله فيروز ميرزا كه صاحب‌اختيار فارس بود با توپ و قورخانه بجانب ايشان شتافت و صد نفر از بابيها مقتول ساخت و مردمانى كه تازه بابى شده بودند چون ديدند سيد يحيى هرچه ادعا كرده بود دروغ درآمد و توپ و تفنگ از آنها روگردان نشد و از كاغذپاره ها كارى ساخته نشد يك‌يك و دودو فرار كردند به خانه‌هاى خود رفته‌اند و صد و پنجاه نفر ديگر از ايشان مقتول شدند و سيد يحيى را گرفته پاره‌پاره كردند و جهان را از وجود ايشان پاك ساخته‌اند و ديگر ملا شيخ على ترشيزى بود كه از شاگردان خاص سيد كاظم رشتى بود بالاخره يكى از خلفاى باب گرديد و خود را حضرت عظيم لقب داد و در سنه 1247 جمعى را براى قتل ناصر الدّين شاه برانگيخت به تفصيلى كه در ناسخ و كتاب فتنه باب مذكور است . بالاخره جماعتى كه با او پيوسته همه را گرفته‌اند و بانواع عذابها بجهنم فرستادند و ملا شيخ على ترشيزي فرار كرده و هر دو شب در يك جا به لباس مبدل و نام و لقب ديگر بسر مىبرد بالاخره او را گرفته‌اند و بجهنم فرستادند و ديگر عباس افندى است كه تاريخ مفصلي دارد و كتاب مقاله سياح از نوشته جات او است و عباس افندى خود را عبد البها ملقب كرد سپس بغض اعظم معروف گرديد و او پسر ميرزا حسينعلي نورى است و پدرش ميرزا حسينعلي در عكا استقرار پيدا كرد و القابى براى خود وضع كرد از آن جمله ( طلعت مبارك ) و ( جمال مبارك ) و ( جمال قدم ) و ( جمال حق ) ( جمال بها ) و سجع مهر او كلمه ( ايشان ) بود و برادرش ميرزا يحيى را ملقب به ( صبح ازل ) گردانيد و اين دو برادر ميرزا يحيى و حسينعلى در بغداد و عكا و ايران فتنها و جنايتها مرتكب شدند كه در مدت دراز نقل نتوان كرد و در تمام اين فجائع دست روسيها در كار بود بالجمله كتاب ايقان از نوشته‌جات ملا حسينعلى است