شيخ ذبيح الله محلاتى
369
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )
و ديگر ابو الفضل گلپايگانى است كه از نويسندگان معروف بابيه است ولى او صورة بابى بود و پابند هيچ مذهبى نبود حقير به گوش خود از استاد خويش مرحوم علامه شيخ محمد خلف ارجمند حضرت حجة الاسلام آقاى آشيخ اسماعيل محلاتى صاحب كتاب يارقلى شنيدم كه فرمود من در بغداد ابو الفضل گلپايگانى را ديدم روى تخت قهوهخانه نشسته بود من بطمع اينكه او را نصيحتى كرده باشم رفتم و بنزد او نشستم از هر طرف سخن در ميان آورديم تا اينكه به او گفتم تو مرد فاضلى هستى چه پيش آمد ترا كه بمذهب على محمد باب گرويدى گفت من على محمد باب را بكفش خود هم قبول ندارم و اشاره بكفش پاى خود كرد ولى من در اين بغداد يك خانم انگليسى است كه من دلباخته او مىباشم و هروقت كه بنزد او مىروم كه از او كامى بگيرم از من يك ليرهء عثمانى مطالبه مىكند و حضرات بابيها روز دو ليره به من مىدهند كه براى آنها كتاب بنويسم و ترويج آنها بنمايم و اگر مسلمانها كمتر از اين مبلغ را به من بدهند براى آنها كتابت مىكنم حقير گويد اين است حال رؤساى بابيه در اين صورت ما را چه حاجت كه بر رد آنها چيزي بنويسيم و عمر گرانبها را صرف مزخرفات آنها بنمائيم تا دستهاى مرموز در مملكت ايران دراز است همين است حال ملت ايران و تا شكمهاى رشوهخوار در كار است البتّه اين دستها دراز است آنچه مذهب و مشربى كه در ايران وجود پيدا مىكند از اثر آن دستهاى مرموز است چه از شيخى و چه از بابى و چه صوفى و كسروى و اختلافات ديگر كه موجب خونريزيهاى بسيار مىشود از آن ناحيه است و البتّه اين از اثر بىاعتنائى مردم بشأن دين است كه موجب غضب پروردگار مىگردد در حديث وارد است ( و من علامت غضب اللّه غلاء الاسعار و جور السلطان و من علامت رحمة اللّه رخص الاسعار و عدل السلطان ) مىفرمايد از علامت غضب پروردگار گرانى نرخها و ظلم كردن پادشاه است و از علامت رحمت و مرحمت بارىتعالى به بندگانش ارزانى نرخها است و عدالت و رعيتپرورى پادشاه است و در اين باب شواهد بسيار است