شيخ ذبيح الله محلاتى

357

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )

لذايذ براى او بود گاهى به ياد وطن و آداب مسكن و ديدار خويشاوندان و آرزوى ملبس و مشرب مردم بيابان‌نشين اين اشعار بگفت للبس عباءة و تقر عينى * احب الى من لبس الشفوف و بيت تخفق الارياح فيه * احب الى من قصر المنيف معاويه چون اين ابيات بشنيد او را طلاق گفت و با او گفت اكنون باهل و وطن خويش باز شو ميسون بطايفه خويش باز شد و يزيد را با خود همراه برد در حوارين كه منزل او بود و يزيد در ميان باديه نشو و نما كرد و حقير ترجمه يزيد را مفصلا در ج 3 ( الكلمة التامة ) نوشته‌ام سميه مادر زياد بن ابيه ابن خلكان در وفيات الاعيان در ترجمه يزيد بن زياد گويد ابو الخير بن عمرو كندى كه يكى از ملوك يمن بود بسبب غلبه قومش از ملك خود بيرون شد و بفارس رفت و از كسرى مدد طلبيد كسرى لشكرى همراه او كرده و او را جائزهء سنيه بخشيد از جمله كنيزكى سميه‌نام و غلامى عبيد نام به او هبه كرد ابو الخير با آن لشكر بملك يمن مراجعت كرده لشكر چون آن وحشت بلاد عرب را ديده و كمى خير او را ملاحظه نمودند با طبيب ملك سازش نموده‌اند و بعضى گفته‌اند با طباخ ملك سازش نمودند كه زهرى در طعام ابو الخير كرده چون زهر در شكم او جا كرد و حالش پريشان شد لشكر بنزد او رفته‌اند و گفته‌اند حال تو بدين منوال رسيده ما را مرخص نما گفت شما مرخصيد گفته‌اند نامه بما بده تا در نزد كسرى از براى ما حجتى باشد كه ما باذن تو مراجعت كرديم ابو الخير نامه به ايشان داد مراجعت كردند . سپس ابو الخير چون مرض او تخفيف يافت از يمن بسوى طائف شتافت همه جا بنزد حارث بن كلده كه طبيب عرب بود خود را رسانيد و مشغول معالجه گرديد تا صحت