شيخ ذبيح الله محلاتى
358
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )
يافت و بعد از صحت همان كنيزك كه سميه نام داشت و غلامى كه عبيد نام او بود و هديه كسرى بود كه بابو الخير انعام كرده مزد معالجه هر دو را بحارث بن كلده داد و از آنجا بسوى يمن روان شد و در بين راه بمرد و حارث بن كلده را با سميه تزويج كرد و زياد در فراش عبيد از او متولد گرديد در سنه اول هجرت و در عقد الفريد و مروج الذهب و كتابهاى ديگر كه مفصلا در جلد سوم الكلمة التامة بنام و نشان ذكر كردهام كه حارث بن كلده ضريبهاى بسميه بست و سميه در طائف در محلهاى كه موسوم به جاره البغايا بود منزل گرفت و علمى بر بام خانه خود نصب كرد كه در آنوقت چنين رسم بود كه زنان زانيه در جاهليت علمهائى بر بام خانه خود نصب مىكردند كه معروف شوند و جوانان زناكار بطلب آنها درآيند و سميه از زنا دادن حق الضريبه را مىپرداخت يك روز ابو سفيان در طائف عبورش افتاد بجانب ابو مريم سلولى شتافت كه آن ابو مريم شراب مىفروخت ابو سفيان از او شراب گرفته آشاميد چون از شراب مست شد از او زانيه خواست ابو مريم گفت جز سميه فعلا كسى نيست ابو سفيان گفت بياور او را اگرچه زير بغلهاى نتن و پستانهاى افتاده دارد از اين كلمه معلوم مىشود كه قبل از اين ديده بوده او را و بعد از فراغ ابو مريم از او سؤال كرد سميه را چگونه يافتى ابو سفيان گفت اگر استرخاى ثدى و نتن نگهت نداشت عيبى نبود الخ نابغه مادر عمرو بن العاص ابن عبد البر گفته در استيعاب بترجمه عمرو بن العاص كه اين نابغه بنت حرمله از عنزه است از سباياى بنى جلان است كه در بازار عكاظ فاكهة بن مغيره او را خريد سپس از فاكهه عبد اللّه بن جذعان او را خريد و عاص بن وائل او را از عبد اللّه بن جذعان خريد و عمرو بن عاص از او متولد گرديد و در ترجمه اروى بنت حارث بن عبد المطلب از همين كتاب سبق ذكر يافت كه