شيخ ذبيح الله محلاتى
340
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )
سلمى بنت مالك بن حذيفه مادرش ام فرقد دختر هلال بن ربيعة بن بدر است اين سلمى را ارمل مىناميدند و از قبيله بنى غطفان بود پدرش مالك بن حذيفه مال فراوانى داشت و بكثرت ثروت معروف بود و مادرش نيز جداگانه ثروتى و مكانتى بكمال داشت در زمان رسول خدا آنگاه كه لشكر بغطفان فرستاد و حرب كردند آن جماعت را بشكستهاند و كنيزكان و بردكان بگرفتهاند سلمى نيز در ميانه اسير گشت او را بمدينه آوردند رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم او را بعايشه بخشيد عايشه او را مسلمانى آموخت و آزاد ساخت اين ببود تا روزگارى سپرى شد يك روز بنزديك عايشه آمد و دستورى خواست تا بقبيله خويش باز شده مادر و پدر را بدين اسلام دعوت بنمايد عايشه او را رخصت داد رفت بقبيله خود و در آنجا بود تا پدرش بمرد او را برادرى بود بنام حكمه كه با مشركين همدست بود و بدست خالد بن وليد در جنگ با عينية بن حصين مقتول شد اين ببود تا پيغمبر رحلت نمود و عرب مرتد شدند از آن جمله سلمى هم مرتد گرديد و با گروهى از مرتدان كنارى گرفت و هر روز كسانى كه مرتد شده بودند بسوى خود دعوت مىكرد و مىگفت من مىخواهم با خالد رزم زنم و خون برادرم حكم را از او بگيرم و هرگاه اين خبر را بخالد مىگفتهاند جواب مىداد كه از زنى چه آيد روزى چند برنگذشت كه لشكر عظيمى در زير لواى سلمى انجمن گشت و چندان بزرگ شد كه خالد بنفس خويش مهياى حرب او كرديد و از آنسو سلمى لشكر بياراست و از براى خود هودجى در پشت شتر راست كرد و در ميان هودج نشست و در برابر خالد رده بركشيد از دو جانب حمله افكندند و بسيار كس از جانبين مقتول گشت لشكر سلمى سخت پافشارى كردند به حدى كه كار بر خالد صعب افتاد خالد فرمان داد تا شتر سلمى را از پاى درآورند و گفت تا اين شتر بر سر پاست لشكر او دست از جنگ بازندارند