شيخ ذبيح الله محلاتى
341
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )
چندانكه مسلمانان كوشش كردند دست نيافتهاند لاجرم خالد مهياى حمله گرديد و صف بشكافت و صد مرد جنگى را بكشت و خويشتن را بهودج رسانيد و شمشير بزد و يك پاى شتر را قطع كرد اين وقت شتر بيفتاد و عمارى سرنگون گرديد خالد بىتوانى قدم پيش گذاشت و تيغ براند و سلمى را بكشت و سپاه او را هزيمت ساخت . ام جميل زوجه ابو لهب دختر حرب بن امية بن عبد شمس اعدا عدو رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بود و سورهء مباركه تبت در طعن ابو لهب و زوجهاش ام جميل است كه مىفرمايد ( وَ امْرَأَتُهُ حَمَّالَةَ الْحَطَبِ فِي جِيدِها حَبْلٌ مِنْ مَسَدٍ ) و ازاينروى او را حمالة الحطب مىگفتهاند كه مىرفت در صحرا و پشتهاى از خارهاى مغيلان فراهم مىكرد و آن را بر سر راه رسول خدا مىريخت كه آن حضرت هنگام عبور اذيت شود و شوهر خود را وادار مىنمود كه رسول خدا را اذيت بنمايد در صافى از قرب الاسناد از امام كاظم عليه السّلام حديث كند كه چون سورهء تبت نازل گرديد ام جميل سنگى برداشت و به طرف رسول خدا ص آمد درحالىكه آن حضرت با ابو بكر نشسته بود چون ابو بكر او را بديد ترسيد عرض كرد يا رسول اللّه اين ام جميل است كه مىآيد و بدست او سنگى است خوب است كه شما خود را از او حفظ بنمائى حضرت فرمود او مرا نخواهد ديد چون برسيد با ابو بكر گفت كجا است صاحب تو ابو بكر گفت در آنجائيست كه خدا مىخواهد ام جميل گفت آمدم كه اگر او را ملاقات كنم اين سنگ را بر او بزنم قسم بلات و عزا كه من شاعره هستم شنيدم محمد مرا هجو كرده ابو بكر با يك زبانى او را مراجعت داده و او مراجعت كرد و مىگفت مذمما أبينا و دينه قلينا و امره عصينا و ان قريش يعلم انى بنت سيده و او رسول خدا را نديد و اين ام جميل استراق