شيخ ذبيح الله محلاتى

319

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )

زد و خاك بر سر همىريخت گفت اى مردم مصر چند آسوده باشيد و غافل نشسته‌ايد اينك جوليس بدين مملكت درآمده خواهر مرا فريب داده و بسراى برده با وى هم بستر شده مردم مصر چون اين بشنيدند بتاخته‌اند تا جوليس را از اسكندريه بيرون كنند ولى دست به او نيافته‌اند و اين كلياپتره بعلاوه كه در چهره فروغ آفتاب داشت و با طره خون در دل مشك ناب مىكرد و در اقاليم سبعه مردم با ياد او مىخفته‌اند و با نام او برمىخاسته‌اند يكى از جمله حكماى فلاسفه بود كه در فنون حكم دست قوى داشت چنان كه او را در علم طب و ديگر فنون كتب و مصنفات است كه هم بنام او ترجمه كردند و در شانزده زبان با فصاحت نطق و بيان تكلم مىكرد و از هر دولت كه كس نزد او مىشد محتاج بترجمان نبود بالجمله بطليموس ساز سپاه كرد كه با جوليس حرب كند و از آن طرف جوليس هم لشكرى درهم آورده باسكندريه درآمد چون بساحل رود نيل رسيد بطليموس با مردم خود سرراه بر او گرفته‌اند و جنگ درانداخته‌اند بالاخره لشكر بطليموس شكست خورده فرار كردند بطليموس از دهشت خود را برود انداخته تا از آنجا عبور كند در آب غرق گرديد و مملكت مصر در تحت فرمان جوليس شد شاد و خرم بسراى خويش آمد و كلياپتره را حاضر ساخت و تاجى مرصع بجواهر شاداب برگرفته از جاى بجنبيد و چند قدم پيش گذاشته سر و روى كلياپتره را بوسه زد و تاج بر سر او نهاد و گفت سلطنت مصر بلكه پادشاهي جهان شايسته تو است پس جوليس مدت نه ماه در مصر بماند و همه‌شب با كلياپتره مىگفت كه مملكت آسيا و ديگر ممالك را براى تو تسخير خواهم كرد و سلطنت اين جمله را با تو خواهم گذاشت و همه‌شب تا روز با كلياپتره عشق‌بازى مىكرد و مهر او چنان در دلش آويخته بود كه هرگز ياد سلطنت و مملكت نكردى از اين جهات كار ممالك پريشانى يافت و