شيخ ذبيح الله محلاتى
299
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )
او را بفريفت و دل او را بسازبرگ ملك خوشحال نمود بطمع مال دنيا ترك دين كرد بر درازگوش خود سوار شد ) و واقع شد آنچه انفاذ كرديم بالاخره او را با جماعت بنى - مواب بقتل آوردند و آتش در بلاد و امصار زدند و زنان و فرزندان ايشان را با اموال و اثقال و مواشى هرچه يافتهاند بنهب و غارت گرفتهاند و مراجعت كردند زوجه جبارى كه معاصر با الياس پيغمبر ع بود مجلسى در باب شانزدهم حيوة القلوب از صدوق از ابن عباس روايت كرده است كه حضرت يوشع بن نون بعد از حضرت موسى عليه السّلام بنى اسرائيل را در شام جا داد و بلاد شام را در ميان ايشان قسمت كرد يك سبط ايشان را فرستاد به زمين بعلبك و آن سبطى بودند كه الياس پيغمبر از آن سبط بودند پس حقتعالى الياس را به ايشان مبعوث گردانيد و در آنوقت پادشاهى در آنجا بود كه ايشان را گمراه كرده بود به پرستيدن بتى كه آن را بعل مىگفتهاند چنانچه حقتعالى مىفرمايد ( وَ إِنَّ إِلْياسَ لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ إِذْ قالَ لِقَوْمِهِ أَ لا تَتَّقُونَ أَ تَدْعُونَ بَعْلًا وَ تَذَرُونَ أَحْسَنَ الْخالِقِينَ ) همانا الياس از پيغمبران فرستاده شده بود در وقتى كه گفت بقوم خود كه آيا نمىپرهيزيد از عذاب خداى متعال آيا مىخوانيد و مىپرستيد بتى را كه بعل نام دارد و ترك مىكنيد عبادت بهترين آفرينندگان را پس الياس را تكذيب كردند و سخن او را باور نداشتهاند و آن پادشاه زن فاجرهاى داشت هرگاه كه خود غائب مىشد آن زن را جانشين خود مىگردانيد كه در ميان مردم حكم كند آن ملعونه را نويسندهء مؤمنى بود كه بسيار دانا بود سيصد مؤمن را از دست آن ملعونه از كشتن خلاص كرد و در روى زمين زناكارتر از آن زن زنى نبود و هفت پادشاه از پادشاهان بنى اسرائيل آن زن را نكاح كرده بود و نود فرزند بهم رسانيده بود به غير از فرزند فرزندانش و پادشاه همسايه صالحى داشت از بنى اسرائيل و آن مرد باغى داشت در پهلوى قصر پادشاه كه معيشت آن مرد منحصر بود در حاصل