شيخ ذبيح الله محلاتى
296
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )
مىكنم و انتقام از او را به خدا وامىگذارم و در ناسخ جلد اول ص 214 گويد مقرر است كه صفوره دختر شعيب كه ضجيع موسى عليه السّلام بود در اين وقت با يوشع برشوريد و به اغواى دو تن از منافقين در مخالفت يوشع صد هزار تن با وى موافقت نمود و پيوستگان خود را برداشته برزم آن حضرت بيرون شد يوشع ع نيز دفع متمردين را ميان بربست و سپاهى بزرگ ساز كرده با ايشان مصاف داد و آن جماعت را بشكست و صفوره را باسيرى بگرفت و با وى گفت چون با پيغمبر خداى همبالين بودهاى من از تو انتقام نخواهم كشيد و كيفر ترا با موسى عليه السّلام گذاشتم كه در روز معاد با تو معمول دارد زنانى كه موجب هلاكت هفتاد هزار نفر شدند مجلسى در حيوة القلوب بسند معتبر روايت كند كه موسى بن عمران عليه السّلام يوشع بن نون را وصى خود گردانيد و يوشع بن نون فرزندان هارون را وصى و خليفه خود گردانيد و فرزندان خود و فرزندان موسى را بهره نداد زيراكه تعيين خليفه و امام از جانب خداست و كسى را در آن اختيارى نيست و چون موسى و هارون از دار دنيا رفتهاند يوشع بن نون بنى اسرائيل را برداشت و بجانب شام بجنگ عمالقه رفت و بهر شهرى از شهرهاى شام كه مير سيد فتح مىكرد تا بيكى از شهرها كه رسيد پادشاه آن شهر ديد كه تاب مقاومت يوشع را ندارد فرستاد و بلعم باعور را طلبيد كه چون اسم اعظم را مىداند در حق لشكر يوشع نفرين كند تا آنها هلاك شوند بلعم بر حمار خود سوار شود كه بنزد پادشاه برود حمارش از سر درآمد و افتاد و از رفتن امتناع كرد بلعم حمار را خطاب كرد كه چرا چنين كردى حمار بسخن آمد و گفت چرا بسر در نيايم اينك جبرئيل حربهاى در دست دارد و ترا نهى مىكند از اينكه بنزد پادشاه به روى . اين سخن بر بلعم باعور تأثيرى نكرد و رفت چون بنزد پادشاه رفت پادشاه او را