شيخ ذبيح الله محلاتى

288

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )

صحرائى كه در بيرون شهر ايشان بود و طعام و شراب خود را كشيدند و خوردند و آشاميدند و چون فارغ شدند حضرت صالح را طلبيدند و گفته‌اند اى صالح سؤال كن پس صالح بنزد بت بزرگ ايشان آمد و بپرسيد كه اين چه نام دارد ايشان نامش را گفته‌اند صالح به آن نام او را ندا كرد فرمود چرا جواب نمىگويد گفته‌اند ديگرى را بخوان آن هم جواب نگفت صالح فرمود چرا جواب نمىگويند و همچنين تا همه بتها را بنامهاى ايشان خواند و هيچيك جواب نگفته‌اند پس صالح به ايشان گفت كه اى قوم ديديد كه من همه خدايان شما را ندا كردم و هيچيك جواب من نگفته‌اند اكنون از من سؤال كنيد كه من از خداى خود سؤال كنم تا در ساعت شما را اجابت بنمايد اين وقت رو كردند به بتها كه چرا جواب صالح را نگفتيد باز جوابي نشنيدند در آن حال با صالح گفته‌اند قدرى از ما دور شو و ما را با خدايان خود بگذار صالح عقب رفت در آن حال ظرفها و فرشها را جمع كردند و در پيش بتها به خاك غلطيدند و گفته‌اند اگر امروز جواب صالح را نگوئيد ما رسوا مىشويم اين وقت صالح را طلبيدند بعد از اينكه مدتى با خدايان خود در سوز و گداز بودند گفته‌اند اكنون سؤال كن تا جواب بگويند صالح يك‌يك را بنام ندا كرد و هيچيك جواب نگفته‌اند صالح فرمود اى قوم روز بنهايت شد و اين‌ها جواب نمىگويند پس از من سؤال كنيد تا از خداى خود بخواهم تا در همين ساعت شما را اجابت بنمايد پس از ميان خود هفتاد كس انتخاب كردند از سرگردها و بزرگان خود پس ايشان گفته‌اند اى صالح هرگاه اين هفتاد نفر ترا اجابت كردند همهء اهل شهر ترا اجابت مىنمايند صالح فرمود همهء شماها به اين جماعت راضى هستيد گفته‌اند بلى آن هفتاد نفر گفته‌اند اگر آنچه ما طلب كرديم و خداى تو براى ما ظاهر گردانيد همه ما ايمان مىآوريم و جميع اهل شهر متابعت تو مىنمايند صالح فرمود اكنون هرچه مىخواهيد درخواست كنيد ايشان اشاره كردند بكوهى