شيخ ذبيح الله محلاتى
289
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )
كه در نزديكى آنها بود گفتهاند اى صالح بيا برويم بنزديك اين كوه كه در آنجا سؤال كنيم چون بنزد كوه رسيدند گفتهاند اى صالح سؤال كن از پروردگارت كه در همين ساعت بيرون آورد پروردگار تو از اين كوه شتر مادهء سرخموى بسيار سرخ پركركى كه دهماهه آبستن باشد و از پهلو تا پهلوى ديگرش مسافتى باشد صالح فرمود از من سؤال كرديد چيزى را كه بر من عظيم است و بر پروردگار من بسيار سهل و آسانست پس صالح از خدا سؤال كرد و در ساعت كوه شكافته شد و آوازى عظيم ظاهر شد كه نزديك بود كه عقلها از شدت آن پرواز كند و اضطراب كرد كوه بهنحوىكه اضطراب مىكند زن در هنگام زائيدن پس ناگاه سر ناقه از شكاف كوه نمودار گرديد و هنوز گردنش بيرون نيامده بود كه شروع به نشخوار كرد پس جميع بدنش بيرون آمد تا بر روى زمين درست ايستاد چون اين حال غريب را مشاهده كردند گفتهاند اى صالح چه بسيار زود اجابت كرد پروردگار تو اكنون سؤال كن تا فرزندش را هم بيرون آورد صالح دعا كرد در حال فرزند از ناقه جدا شد و بر گرد ناقه مىگرديد صالح فرمود آيا ديگر چيزى باقى مانده گفتهاند بيا برويم در نزد قوم خود و ايشان را خبر دهيم به آنچه ديديم تا ايمان به تو بياورند چون برگشتهاند از اين هفتاد كس هنوز بقوم خود نرسيده شصت و چهار كس مرتد شدند و گفتهاند جادو كرد و شش كس ثابت ماندند و گفتهاند آنچه ديديم حق بود و ميان ايشان سخن بسيار شد و برگشتهاند تكذيبكننده مگر آن شش نفر و از آن شش نفر نيز يك نفر شك كرد و آخر در ميان آنها بود كه ناقه را پى كردند و حقتعالى وحى نمود بصالح كه بقوم خود بگو كه خداى تعالى مقرر كرده است براى اين ناقه يك روز آب مخصوص او باشد و يك روز مخصوص شما باشد چون روز آب خوردن ناقه مىشد همهء آب را مىخورد در آن روز پس آن را مىدوشيدند و نمىماند كودك و بزرگى مگر آنكه از شير آن ناقه در آن روز مىخوردند چون روز ديگر صبح