شيخ ذبيح الله محلاتى

273

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )

چون او را در آتش انداخته‌اند گفت هيهات صارت الفتيان حمما كنايت از اينكه جوانان همه نابود و خاكستر شدند و از بهر بازماندگان بىاثر و بىحاصل شدند و اين سخن نيز مثل شد بالجمله اين ظلمهاى فاحش كه از عمرو بن هند بروز كرد كبر و خيلا در دماغ او راه كرده روزى با صناديد درگاه گفت آيا هيچ‌كس از عرب را شناخته‌ايد كه مادر او را از خدمت و فروتنى مادر من عار داشته باشد گفته‌اند اگر هست مادر عمرو بن كلثوم خواهد بود چه پدر او مهلهل بن ربيعه است كه حشمت او آشكار است و عم او كليب بن وائل است كه اعز عرب است و شوهرش كلثوم بن مالك است كه افرس و اشجع قبايل است و پسرش عمرو است كه سيد قوم است عمرو بن هند در اين مقام برآمد كه مادر عمرو بن كلثوم را بنزد مادر خود حاضر كرده تا او را بخدمتى گمارد فلذا در اين كار حيلتى انديشيد و نامه بعمرو بن كلثوم نگاشته اظهار ملاطفت كرده و هديه از بهر او بفرستاد و نوشت روزى چند ما را از ديدار خود شاد فرماى و مادر خود را نيز با خود بياور كه مادر من مىخواهد او را ديدار كند چون نامه او بعمرو بن كلثوم رسيد ليلى مادر خود را برداشته با گروهى از بني تغلب از اراضي جزيره روانه حيره گرديد چون اين خبر بعمرو بن هند رسيد فرمان داد تا در ميانه حيره و فرات از بهر ايشان قبه بر سر پا كردند و خيمه‌اى در جنب آن قبه براى مادر عمرو بن كلثوم زدند آنگاه كه عمرو برسيد با عمرو بن كلثوم در خيمه جاى كردند و مادرش با ليلى در خيمه ديگر جاى دادند و عمرو بن هند با مادرش گفت كه خيمه خود را از خدمتكاران خالى بگذار تا تو باشى و ليلى آنگاه من از خيمه خويش از تو چيزى طلب كنم تو بعذر اينكه كنيزان حاضر نيستند آن چيز را از ليلى طلب نما تا برخيزد و بنزد تو آرد و بدين حيله فرمان تو به دو روان شده خواهد بود اين وقت عمرو بن هند با وجوه مملكت در خيمه قرار گرفته‌اند و ليلى با هند در خيمه ديگر جاى كردند و هند بفرمودهء پسر مجلس را از كنيزكان تهى ساخت در اين