شيخ ذبيح الله محلاتى

271

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )

اين زن بعد از امرؤ القيس بماند و درك زمان اسلام كرده ولى معلوم نيست كه آيا اسلام آورد يا نياورد و اللّه العالم دختر ضمرة بن جابر و قصه اين زن چنان بود كه عمرو بن هند كه ملك حيره بود و بعد از پدرش منذر ماء السماء سلطنت حيره به او رسيد و صاحب تاج و كمر گرديد و انوشيروان كه در اين وقت ملك الملوك ايران بود منشور سلطنت حيره به دو فرستاد و عمرو بن هند مردى درشت‌خوى و خشن‌طبع بود خلق بسيارى از بنى تغلب بقتل رسانيد كه چرا او را اطاعت نكردند در طلب خون از فلان قبيله و به خون برادرش سعد بن منذر خلقى را به آتش سوزانيد و قاتل برادرش سويد بن ربيعه بود و اين سويد دختر زرارة بن عديس تميمى را داشت و از او نه پسر نصيب او گرديد چون سويد فرار كرد عمرو بن هند خطى به زراره نوشت كه فرزندان سويد را برداشته به حضرت حاضر ساز زراره چون سر از حكم پادشاه نتوانست برتافت دخترزادگان خود را برداشته هر نه تن را بنزديك عمرو آورد چون چشم عمرو بديشان افتاد بىتوانى حكم بقتل آن كودكان داد و ايشان از غايت دهشت و وحشت چنگ در دامن زراره زدند و با جد خويش آويخته سخت بناليدند زراره بنگ باستغاثه برداشت گفت يا بعضى دع بعضا يعنى اى پاره‌هاى جگر من كه بعض من و جزو منيد واگذاريد بعض خود و جزو خود را زيراكه من نيز قرين هلاكت و مشرف بر موتم و اين سخن در عرب مثل گشت بالجمله عمرو بعد از قتل فرزندان سويد با خويش پيمان نهاد كه صد تن از قبيله بنى تميم را به خون برادر در آتش بسوزد و لشكر مجتمع ساخت آهنگ قبيله ايشان كرد چون بنى تميم از عزيمت عمرو بن هند آگهى يافته‌اند به اطراف و اكناف جهان پراكنده شدند و هر طايفه به طرفى گريخته‌اند چون عمرو برسيد جز پيره‌زنى بجاى ايشان كس نبود لشكريان او را گرفته بنزد عمرو آوردند عمرو به او نظرى