شيخ ذبيح الله محلاتى

264

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )

شكم او را پاره كردند چنان كه نامه رسول خدا را بدريد چهار دختر ذو الاصبع ظهور اين ذو الاصبع در سنه 5924 بعد از هبوط آدم بوده است نامش حرثان بن محرث بن حارث است كه نسب بغيلان بن مضر مىرساند و چون يك انگشت او را مار گزيده بود و خشك شده بود ازاين‌جهت او را ذو الاصبع مىگويند و او از جمله معمرين است كه سيصد سال در اين دنيا زندگانى كرد و كنيه‌اش ابا عدوان است و از بطن جذيله بشمار مىرفت و نيز او را اثرم مىگفته‌اند چون دندانهاى ثنايا نداشت و مردى شجاع و دلاور بود و شعر نيكو توانست گفت هرگز از نهب و غارت آسوده نمىنشست و در زمان جاهليت حكومتى لايق داشت او را چهار دختر بود كه هريك با شعشعه جمال و فروغ جبين خورشيد را پنجه زدى و ذو الاصبع چندان دلباخته و شيفته اين چهار دختر بود كه هرگز رضا نمىداد بكابين كسى درآيند و به خانه شوهر روند و بر اين معنى دانا نبود كه دختر را از شوهر چاره نيست و زنان را بىشوى بهشت جاودان نمونه زندانى باشد از قضا روزى چنان افتاد كه در پس حجرهء فرزندان آمد و ايشان را با هم در سخن يافت پس خود را از دختران پنهان كرده گوش فراداشت و اصغا فرمود كه ايشان با يكديگر گفته‌اند كه چون اين مجلس از بيگانه پرداخته است بهتر آنست كه هرچه در دل داريم بر زبان آريم اين وقت دختر بزرگتر بسخن آمد و گفت الاهل اراها ليلة و ضجيعها * اشم كنصل الصيف عين مهند عليم بادواء النساء واصله * اذا ما انتمى من سر اهلى و محتدى يعنى آيا ممكن است شبى ببينم و همخوابه‌اى كه بزرگوار باشد چون شمشير هندى و دانا باشد بمداواى زنان و اصل او از اهل من بود با او گفته‌اند همانا تو جفتى