شيخ ذبيح الله محلاتى

225

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )

حبى زوجه قصى بن كلاب و داستان اين مزاوجت چنان بود كه قبل از رياست قصى كليددارى مكه و رياست عرب با جماعت صوفه بود كه از اولاد الغوث بن مره بودند و اين جماعت چنان بزرگ شدند كه تا رخصت نمىدادند كس به حج كردن اقدام نمىنمود و تا رمى نمىكردند كس به آن كار پيشى نمىجست و از جمله ايشان عامر بن طرب عدوانى است كه ذو الاصبح كه يكى از معمرين است در حق او قصيده‌اى گفته كه بعض آن اشعار ذيل است غدير الحى من عدوان كانوا حية الارض * بغى بعضهم ظلما فلم يرع على بعض و منهم كانت السادات و الموفون بالفرض * و منهم من يجير الناس بالسنة و الفرض و منهم حاكم يقضى فلا ينقض ما يقضى و جميع عرب در هر امر معظم او را بر خود حكم مىدانسته‌اند و سر از حكم او برنمىتافته‌اند و او در هيچ حكومت فرونماند تا اينكه حكومت مكه بعمرو بن الحارث بن المضاض الاصغر الجرهمى رسيد و در عهد او جرهميان تصرفات نالايق در مكه نمودند و طريق طغيان پيش گرفته‌اند و بدان زر و سيم كه قبايل نذر كرده به مكه مىفرستادند مداخلت مىنمودند لاجرم بنى خزاعه بر آنها شوريدند و جليل بن حسيه « 1 » كه از قبيله خزاعه بود و در حوالى مكه سكونت داشت لشكرى فراهم كرده بكنار مكه آمد و با جرهميان جنگ درانداخت بالاخره جرهميان شكست خوردند از در زارى و ضراعت بيرون شدند و امان طلبيدند جليل بن حسيه خزاعى گفت براى ايشان امان است به شرط آنكه در مكه نمانند و كوچ داده بهرجا كه خواهند بروند مردم جرهم راضى شدند و چند روز مهلت خواسته‌اند كه كار سفر را فراهم نمايند و در آن چند روز مهلت از غايت خشم حجر الاسود را از ركن انتزاع نمودند و آهو بره طلا كه اسفنديار ابن گشتاسب برسم هديه به مكه فرستاده بود با چند زره و چند

--> ( 1 ) با حاء مهمله مفتوحه و سين مكسوره بر وزن وحشيه