شيخ ذبيح الله محلاتى
217
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )
سريرى براى خوابگاه آن حضرت بنهاد و اليسع را به خانه خويش دعوت فرمود و جنابش در آنجا آرام يافت روزى اليسع با خادم خود فرمود كه حاجت اين زن چيست كه اينهمه در خدمت ما سعى مىكند آن خادم گفت كه اين زن را فرزندى نيست و آرزوى فرزند دارد آن حضرت در حق وى دعا كرد و زمانى معين فرمود كه در آن زمان او را فرزندى روزى خواهد شد و آن زن حامله شد در وقت معين پسرى آورد و نشو و نما يافت و به حد رشد رسيد پس از چندى دنيا را وداع گفت آن زن به خدمت اليسع آمد كه اى پيغمبر خداى من فرزندى خواستم كه از براى من بماند اينك دنيا را وداع گفته اليسع دعا كرد دوباره پسر زنده گرديد بلهما مادر عدنان بن ادد عدنان كه يكى از اجداد رسول خدا است از اين بانو متولد گرديد و آثار رشد و شهامت و فروغ بسالت و نبالت در ايام كودكى از جبين مباركش مطالعه مىشد و كاهنان عهد و منجمين ايام بازمىگفتهاند كه از نسل وى شخصى پديد آيد كه جن و انس را در چنبر اطاعت فروگيرد ازاينروى دشمنانش فراوان بود چنان كه وقتى در بيابان شام هشتاد تن سوار دلير او را تنها يافتهاند و به قصد وى شتافتهاند عدنان اسب برانگيخت و با ايشان بجنگ درآمد چندانكه اسبش كشته گرديد و همچنان پياده با آن جماعت بطعن و ضرب مشغول بود تا خود را بدامان كوهى كشيد و دشمنان بر وى حمله بردند و اسب مىتاختهاند ناگاه دستى از كوه بدر شد و گريبان عدنان را بگرفت و بر بالاى كوه كشيد و بانگى عظيم از قله كوه بلند شد و چنان مهيب بود كه دشمنان عدنان جان بدادند و اين نيز از معجزات رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بود و عدنان با بختنصر چند مرتبه مصاف دادند و جنگهاى خونين بين آنها اتفاق افتاد بالاخره عدنان فرزندان خود را برداشته به يمن رفت و در آنجا برحمت حق پيوست و براى عدنان ده پسر بود يكى از آنها معد بود كه حامل نو رسيد انبياء است