شيخ ذبيح الله محلاتى
195
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )
را از ركاب برآورده بر سنگ نهاد و سيده طرف ايمن سر او را بشست آنگاه پاى راست را در ركاب كرده پاى چپ را برآورد و بر سنگ نهاد و جانب ايسر را نيز سيده بشست و چون از اين مهم فراغت يافت به خانه رفته قدرى پنير بر طبقى نهاده نزد ابراهيم آورده و بهر دو دست آن طبق را نگاه داشته آن حضرت تناول فرمود و در حين مراجعت با وى گفت كه شوهرت را بگوى كه عتبه خانهات محكم نگاه دارد چون اسماعيل به خانه آمد و سيده آن قصه را باز گفت اسماعيل فرمود اى سيده شاد باش كه عتبه خانه توئى و پدرم بنگاهدارى تو مرا وصيت فرمود و از براى حضرت اسماعيل دوازده پسر بوجود آمد كه يكى از آنها قيدار كه حامل نور نبوت سيد انبياء صلى اللّه عليه و آله بود و ظاهرا اين قيدار از بطن همين سيده بود و اسماعيل در سنه سههزار پانصد و چهل و هشت سال بعد از هبوط آدم دنيا را وداع گفت جسد مباركش را در حجر مكه نزديك مقبرهء هاجر به خاك سپردند مدت دعوتش چهل سال بود غاضرهء جرهميه بانوى حرم قيدار بن اسماعيل بن ابراهيم خليل و اين حامل نور نبوت سيد انبياء صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گرديد و قصه چنان است كه در ناسخ جلد هبوط ص 137 گفته كه حضرت اسماعيل نور محمّدى را در پيشانى قدار مشاهده مىفرمود فلذا او را از ميانهء فرزندان خود اختيار كرده كتاب عهدنامه مقرره را نوشته در تابوت سكينه نهاد و به دو سپرد كه وضع آن نور پاك را جز در ارحام مطهرات نكند و قدار از ميان اولاد حضرت اسماعيل ممتاز بود و در صيادى و تيراندازى در عصر خود فرد بود و در پشت اسب دلير و چابك بودى و آهو را بتك مىگرفت ( يعنى بدويدن آهو را صيد مىكرد ) در بطش و هيبت معروف و بشهامت و شجاعت موصوف بود و چندان توانائى داشتى كه با زنان هشتاد نوبت مجامعت مىكردى صد زن بگرفت از خاندان اسحاق و هيچيك حامله