شيخ ذبيح الله محلاتى

196

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )

نشدند ازاين‌جهت سخت رنجيده‌خاطر بود و در حل اين عقده اهتمام مىنمود روزى برخواسته بمقام قربانگاه پدرش اسماعيل آمده هفتصد سر قوج قربانى كرد عرض كرد الهى اگر مرا فرزندي عنايت خواهى فرمود قربانى مرا قبول كن پس آتشى از آسمان فرود شده قربانيهاى او را يك‌يك بربود و ملهم شد كه قرباني ترا قبول كرديم آنگاه آسوده شده ساعتى در زير درختى بخفت در خواب ديد كه كسى با او مىگويد وضع نور محمدى جز در زنان عرب نشود برو غاضرهء جرهميه را تزويج كن تا مقصود حاصل گردد چون از خواب بيدار شد در ميان بنى جرهم فحص بسزا كرد تا غاضره را پيدا كرده او را تزويج نمود و آن نور مبارك از صلب قيدار برحم طاهر غاضره قرار گرفت و پسرى آورد نام او را حمل نهاد چون به حد رشد رسيد قدار وصيتهاى خود را با وى گذارد كه وضع نور محمدى را جز در ارحام مطهرات روا ندارى و قدار در كوه ثبير قبض روح شد و در همان مكان مدفون گرديد سعيدهء جرهميه بانوى حرم حمل بن قدار بن اسماعيل بن ابراهيم خليل عليه السّلام چون حمل پدر را در ثبير به خاك سپرد زنى سعيده نام از قبيله جرهم بگرفت و بنت از وى متولد گرديد و ايراد اين نام بر وى ازاين‌روى بود كه وقتى حمل به طرف يمن مىرفت و ضجيع خود سعيده را كه حامله بود بهمراه مىبرد بنت در راه متولد گشت و سعيده در نفاس بمرد در آن هنگام بارانى سخت بباريد كه كار بر حمل تنگ شد پس فرزند را برداشته بزاويه غارى گريخت و از قضا حمل نيز در آن غار مرگ او رسيد و بياران خود ملحق گرديد طايفه‌اى از عرب بدان مقام رسيده كودكى بىپدر و مادر يافته‌اند و گمان كردند كه يك‌ساله بود و هنوز چهل روز بيش نداشت گفته‌اند خداوند بارى او را از زمين برويانيده لاجرم به بنت ناميده شد و چون به حد رشد و بلوغ رسيد زنى بحبالهء نكاح درآورده هميسع