شيخ ذبيح الله محلاتى

185

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )

پس او را سنگسار كردم اكنون براى من استغفار كن آن زن گفت خدا ترا بيامرزد پس رو به شوهرش كرد گفت شنيدى كلام برادرت را اين وقت ديرانى پيش آمد و قصه خود را نقل كرد و گفت در شب آن زن را بيرون كردم و مىترسم كه درندهء او را دريده باشد و من سبب هلاك او شده باشم اكنون براى من استغفار كن گفت خدا ترا بيامرزد پس غلام آمد و قصه خود را نقل كرد آن زن بديرانى گفت شنيدى غلام تو چه گفت سپس بغلام فرمود خدا ترا هم بيامرزد پس آن مرد دار كشيده آمد و قصه خود را نقل كرد زن گفت خدا ترا نيامرزد چون او بىسبب در برابر نيكى بدى كرده بود پس آن زن عابده به شوهر خود رو كرد و گفت من زن تو هستم مرا بتهمت چنانچه شنيدى سنگسار كردند و خداوند متعال مرا حفظ كرد و آنچه شنيدى همه قصه من بود و مرا ديگر احتياج به شوهر نيست مىخواهم كه اين كشتى پرمالرا متصرف شوى و مرا در اين جزيره بگذارى كه عبادت خدا كنم و مىبينى كه از دست مردم چه كشيدم پس شوهر او را در آن جزيره گذاشت و كشتى پرمالرا متصرف شد و با پادشاه همگى به شهر خود مراجعت نمودند و اللّه على كل شىء قدير بانوئى كه شوهر خود را امر بانفاق كرد مجلسى در جلد اول حيوة القلوب بسند صحيح از حضرت امام موسى كاظم عليه السّلام روايت مىكند كه در بنى اسرائيل مرد صالحى بود كه زن صالحه‌اى داشت پس شبى آن مرد در خواب ديد كه حق‌تعالى فلان مقدار عمر از براى تو مقرر كرده است و مقرر فرموده است كه نصف عمر تو در فراخى بگذرد و نصف ديگر در تنگى و ترا مختار گردانيده است كه هريك را كه تو خواهى مقدم گرداند تو كدام را اختيار مىكنى آن مرد گفت كه من زن صالحه‌اى دارم و او شريك من است در معاش من پس با او مشورت مىكنم هرچه بگويد خبر خواهم داد چون صبح شد و خواب را براى زوجه خود نقل كرد آن زن صالحه گفت كه نصف