شيخ ذبيح الله محلاتى

186

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )

اول را اختيار كن و تعجيل كن در عافيت شايد كه خدا رحم كند بر ما و نعمت را بر ما تمام كند چون صبح شد و شب دوم آمد باز همان شخص بخواب او آمد و پرسيد كه كدام را اختيار كردى گفت نصف اول را گفت چنين باشد پس دنيا ازهرجهت به او روآورد اين وقت زوجه‌اش به او گفت كه آنچه خدا به تو داده است بخويشان و مردم پريشان و همسايگان خود بده و پيوسته او را امر مىكرد كه نعمت خدا را در مصارف خير صرف نما چون نصف عمر او گذشت و وعدهء تنگدستى رسيد همان شخص بخواب او آمد و گفت خدا بجزاى احسانها كه كردى و شكر نعمتهاى او را بجا آوردى بقيهء عمر ترا نيز مقرر كرديم كه در گشادى و فراوانى نعمت بگذرانى اقول فوائد انفاق و احسان كتابا و سنة و اجماعا و عقلا فوق حد احصا است و در اينكه جالب سعادت دنيا و آخرت است قابل انكار نيست مجلسى در جلد اول حيوة القلوب مىفرمايد در حديث معتبر از حضرت امام محمّد باقر عليه السّلام منقولست كه مرد عابدى در ميان بنى إسرائيل بود و به هر كار كه متوجه مىشد زيان مىيافت و كار دنيا بر او بسته شده بود و زنش به او نفقه مىداد تا آنكه نزد زنش هم چيزى نماند پس روزى گرسنه شدند و آن زن هيچ در خانه نيافت مگر يك كلاف ريسمان آن را به شوهر داد كه ببرد ببازار بفروشد آن مرد كلاف را به بازار آورد كسى از او نگرفت و مشتريان برخواسته بودند و دكاكين خود را بسته بودند آن مرد برگشت و با خود گفت بروم بجانب دريا و آبى بر خود بريزم سپس به منزل بروم چون بكنار دريا رسيد صيادى را ديد كه يك ماهى بدام او افتاده كه زبون و فاسد شده است آن مرد گفت به فروش به من اين ماهى را من در عوض اين كلاف ريسمانرا به تو مىدهم كه براى دام تو نافع است و به كار تو مىآيد صياد كلاف ريسمانرا گرفت و ماهى را داد چون به خانه آورد و شكم او را شكافت در جوف آن مرواريد بزرگى يافت آن زن چون اين بديد شوهرش را طلبيد و مرواريد