شيخ ذبيح الله محلاتى
166
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )
زليخا گفت اى دوست و روشنائى چشم و ميوه دل من اين قصر باشكوه از براى تو ساختم يوسف گفت اين قصر بالاخره خراب و فانى مىشود و ليكن پروردگار من قصرى در بهشت براى من ساخته كه هيچ زوالپذير نيست زليخا گفت به آنچه ترا فرمان مىدهم اطاعت كن يوسف فرمود مىترسم پروردگار من ترا و مرا و اين كاخ را بر زمين فروبرد زليخا گفت چقدر خوشبوئى يوسف گفت اگر سه روز پس از مردن من بر قبر من عبور كنى از بوى من فرار كنى زليخا گفت چه چشمان بادامى و جذاب و دلپسند دارى فرمود پس از سه روز در قبر اين چشمها به صورت من جارى شود زليخا گفت عجب صورت زيبا و دلربائى دارى فرمود خدا مرا به اين صورت آفريده گفت عجب قد سروى دارى يوسف گفت خدايم چنين خواسته كان زليخا مترنم بمضمون اين ابيات بود . اى مصحف آيات الهى رويت * وى سلسله اهل ولايت مويت سرچشمه زندگى لب دلجويت * محراب نماز عارفان ابرويت * * * وقف العذار على اوائل خده * متحيرا لتحيرى فى ضده فقراته فاذا هى اسطر * يا عاشقيه تزود و من ورده يا من حكى زهر الرياض بخده * و حكى القضيب الخيزران بقده دع عنك ذا السيف الذى قلدته * عيناك امضى من مضارب حدبه كل السيوف بواتر مشهورة * و حسام لحظك باتر فى غمدة يا محسنا الا الى منعما * الا على و مخلفا فى رعده * * * اى نصف جزء لا يتجزى دهان تو * طولى كه هيچ عرض ندارد ميان تو كردى بخنده نقطه موهوم را دونيم * اى ناقص كلام حكيمان لبان تو