شيخ ذبيح الله محلاتى

151

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )

كرد و آن اعجاز كه از حضرت ديده بود بازگفت بلقيس سخت بهراسيد و بزرگان درگاه و قواد سپاه را فراهم كرده فرمود كه سليمان پيغمبر خداست و جز با ايمان از وى امان نتوان يافت همانا قصه سلطنت و عظمت و حكمت آن حضرت را شنيديد صواب اين است كه بنزد وى شتابيم و آنچه شنيده‌ايم معاينه كنيم كه نجات دارين در آن خواهد بود اين وقت مهياى رفتن بجانب سليمان شدند و با بزرگان درگاه متوجه بيت المقدس گشته‌اند . چون اين خبر بسليمان رسيد بمفاد ( قالَ يا أَيُّهَا الْمَلَؤُا أَيُّكُمْ يَأْتِينِي بِعَرْشِها قَبْلَ أَنْ يَأْتُونِي مُسْلِمِينَ قالَ عِفْرِيتٌ مِنَ الْجِنِّ أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَنْ تَقُومَ مِنْ مَقامِكَ وَ إِنِّي عَلَيْهِ لَقَوِيٌّ أَمِينٌ قالَ الَّذِي عِنْدَهُ عِلْمٌ مِنَ الْكِتابِ أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَنْ يَرْتَدَّ إِلَيْكَ طَرْفُكَ فَلَمَّا رَآهُ مُسْتَقِرًّا عِنْدَهُ ) سليمان با ملازمان خود فرمود كيست از شما كه از آن پيش كه بلقيس با مردمش برسد تخت او را در نزد من حاضر بنمايد يكى از ديوان عرض كرد كه من تخت او را حاضر بنمايم زودتر از اينكه بر جاى بايستى سليمان فرمود آيا كسى باشد كه از اين زودتر حاضر بنمايد آصف برخيا كه بر اسم اعظم دانا بود عرض كرد من از آن زودتر بياورم كه چشم برهم زنى و تخت بلقيس را در نزد سليمان حاضر ساخت حضرت سليمان بمفاد ( قالَ نَكِّرُوا لَها عَرْشَها نَنْظُرْ أَ تَهْتَدِي أَمْ تَكُونُ مِنَ الَّذِينَ لا يَهْتَدُونَ ) فرمان كرد تا زيور و پيرايه او را ديگرگون كردند و از اين خواست تا فطانت و كياست بلقيس را مجرب دارد چون بلقيس برسيد با او گفته‌اند ( أَ هكَذا عَرْشُكِ قالَتْ كَأَنَّهُ هُوَ ) بالجمله چون بلقيس بصحن‌سراى برسيد گمان كرد كه اين صحن سراى مملو از آب است ازاين‌جهت جامهاى خود را بالا گرفت چون سليمان اين بديد فرياد بركشيد اين ساحت را آب در نيافته بلكه از آئينه صافى است جامهء خود را بالا نزن بلقيس از عظمت و بزرگوارى آن حضرت در حيرت رفت و با خداوند انابت جست چنانچه خداى تعالى فرمايد در سورهء نمل ( قِيلَ لَهَا ادْخُلِي الصَّرْحَ فَلَمَّا رَأَتْهُ حَسِبَتْهُ لُجَّةً وَ كَشَفَتْ عَنْ ساقَيْها قالَ إِنَّهُ صَرْحٌ