شيخ ذبيح الله محلاتى
152
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )
مُمَرَّدٌ مِنْ قَوارِيرَ قالَتْ رَبِّ إِنِّي ظَلَمْتُ نَفْسِي وَ أَسْلَمْتُ مَعَ سُلَيْمانَ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ ) گفت پروردگارا من با نفس خود ستم كردم كه روزگارى به پرستش آفتاب روز بردم اينك اسلام آوردم با سليمان و كار با خداى گذاشتم و پيش شد و در خدمت سليمان زمين ادب ببوسيد و بشريعت موسى و نبوت سليمان ايمان استوار كرد و معروض داشت كه از سلطنت و حكمت تو آنچه ديدم افزون بود از آنچه شنيدم ) و على بن ابراهيم قمى در تفسير خود روايت مىكند كه پيش از آمدن بلقيس سليمان امر كرده بود جنيان را كه خانه از شيشه براى او ساخته بودند بر روى آب پس بلقيس آمد گفتهاند به او كه داخل شو در عرصه قصر پس او گمان كرد آب است جامه خود را از ساقهاى خويش بالا گرفت تا اينكه گويد سليمان او را به عقد خود درآورد ) در مجمع البحرين در لغة ( بلقيس ) گويد كه چون بلقيس ساقهاى خود را بالا كرد موى بسيارى بر ساقهاى او بود پس سليمان فرمان كرد شياطين را كه دوائى درست بنمايند كه ازالهء مو را بنمايد شياطين نوره را طبخ كردند و حمامات اختراع نمودند و زرنيخ و نوره و حمام از اختراعات شياطين است كه به جهت بلقيس درست كردند و همچنين آسيابى كه آب او را مىگرداند در زمان آن حضرت بهم رسيد ) و نيز در مجمع در لغة ( مرا ) گويد كه بلقيس دختر پادشاه يمن بود اسم پدرش هدهاد از سلاطين حمير بشمار مىرفت و وجه تسميهء بلقيس اين بود كه چون بعد از پدر پادشاهى به او رسيد بعض ابناء حمير گفتهاند چگونه باشد سيرهء او گفتهاند بالقياس فسميت بلقيس فتزوجها سليمان ) و محدث قمي در الكنى و الالقاب در ترجمه البعلبكى گويد نسبته الى بعلبك بالعين الساكنة بين الفتحات و تشديد الكاف مدينة قديمه فيها ابنية عجيبه و آثار عظيمه و قصور على اساطين الرخام لا نظير لها فى الدنيا بينها و بين دمشق ثلاثة ايام )