شيخ ذبيح الله محلاتى

140

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )

او را حبس كرد و طعام را از او بازگرفت بعد از يك سال كه او را از زندان بيرون آوردند نور عظيمى از او مشاهده كردند و حالش را بسيار نيكو يافته‌اند پس متعجب شدند كه چگونه بىطعام در زندان مانده است چون از او پرسيدند گفت من استغاثه كردم به پروردگار نوح و حضرت نوح طعام باعجاز از براى من مىآورد بزندان پس نوح عليه السّلام او را تزويج كرد و سام كه خليفه نوح شد از او متولد گرديد هاجر زوجهء ابراهيم خليل عليه السّلام مادر حضرت اسماعيل جدهء سيد انبياء و ائمه هدى صلوات اللّه عليهم مىباشد كفى لها فخرا و شرفا و وفات هاجر در سنه 3433 بعد از هبوط آدم ابو البشر بوده از بانوان ارجمند و مخدرات ذات شأن بوده و او يكى از جوارى سنان بن علوان كه فرعون مصر و پادشاه آن ديار بود و سنان بن علوان آن كنيز را بساره خاتون بخشيد به تفصيلى كه در ترجمه ساره سبق ذكر يافت و ساره چون ديد كه حضرت ابراهيم را فرزندى نيست هاجر را بخشيد به حضرت ابراهيم شايد خداوند متعال او را فرزندى روزى بنمايد طولى نكشيد كه اسماعيل از او متولد گرديد كه در هنگام ولادت براى او گيسوانى بود كان روغن بر او ريخته بودند اين سبب شد كه ساره خاتون در اثر بىفرزندى حالش منقلب گرديد دو گوش هاجر را سوراخ كرد و حلقه در گوش او كرد اين كار بر حسن هاجر افزوده شد بالاخره ساره بناى خلق‌تنگى گذارد با حضرت ابراهيم تا اينكه حضرت ابراهيم شكايت كرد اين قضيه را بدرگاه بارىتعالى خداى متعال وحى فرستاد بابراهيم كه مثل زن همانند دندهء كج را ماند اگر آن را به حال خود گذارى از آن متمتع مىشوى و اگر بخواهى آن را راست كني مىشكند و در جلد اول حيوة القلوب بسند معتبر روايت مىكند كه چون اسحاق متولد گرديد غلاف او نيفتاد چنانچه از اسماعيل در روز هفتم ناف و غلاف او افتاد ساره بجزع آمد و ابراهيم را خبر كرد كه اين چه امرى است كه در آل ابراهيم حادث شده است