شيخ ذبيح الله محلاتى
13
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )
ترجمهء مادرش در محل خود سبق ذكر يافت شيخ در رجال خود او را از اصحاب امام حسن و امام حسين نوشته . فاطمه بنت عمر و المخزومية بانوى حرم حضرت عبد المطلب والدهء عبد اللّه و ابو طالب جدهء رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كفى لها شرفا و فخرا علامهء مجلسى در ج 2 حيوة القلوب روايت مىكند كه عبد المطلب بن هاشم بن عبد مناف شش زن بحبالهء نكاح خود درآورد و ده پسر از ايشان بوجود آمد و هريك از آن زنان بحسن و جمال آراسته بودند و در قوم خود عزيز و منيع بودند . يكى از آنها ( متعه ) دختر حارث كلابيه بود ديگرى ( سمراى ) دختر غيداق « 1 » سيم ( هاجرهء ) خزائيه چهارم ( سعد ) دختر حبيب كلابيه پنجم ( هاله ) دختر وهب بود ششم ( فاطمه ) دختر عمرو مخزوميه « 2 » كه مادر ابو طالب و عبد اللّه پدر رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بود و عبد المطلب در بعضى از شبها كه نزديك كعبه خوابيده بود خوابى ديد و هراسان بيدار شد و برخواست و رداى خود را به زمين مىكشيد و بر خود مىلرزيد تا بجمعى از كاهنان رسيد از او پرسيدند كه اى ابو الحارث چه مىشود ترا گفت در خواب ديدم كه زنجير سفيد نورانى از پشت من بيرون آمد كه نزديك بود كه نور آن زنجير ديدها را بربايد و آن زنجير چهار طرف داشت يك طرف آن بمشرق و طرف ديگرش به مغرب
--> ( 1 ) ولى در ناسخ ج 2 هبوط ص 324 گفته سمراء دختر جندب بن مجير بن رباب بن سواة بن عامر بن صعصعه است . ( 2 ) فاطمه بنت عمرو بن عايد بن عبد بن عمران بن مخزوم بن يقظته بن مرة بن كعب بن لوى بود ) و بعضى زبير بن عبد المطلب را هم از فاطمه مخزوميه مىدانند و چنان معلوم مىشود كه فاطمه آخر عيالى است كه بحبالهء نكاح خود درآورد چون آن پنج زن را كه تزويج كرد هنوز نور نبوت سيد انبياء در پيشانى او متلالئ بود تا فاطمه را كه تزويج كرد به او منتقل گرديد