شيخ ذبيح الله محلاتى
124
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )
گرفت ناگاه ديد تابوتى روى آب مىرود با كنيزان خود گفت آيا نمىبينيد آنچه من مىبينم بر روي آب گفتهاند بلى و اللّه اى سيده و خاتون ما هرآينه تابوتى به روى آب روان است موج آب آن تابوت را به طرف آسيه حركت داد خدمهء آسيه خود را در آب انداختهاند و به هر نحوى كه بود تابوت را از روى آب گرفتهاند و در نزد آسيه بر زمين نهادند چون سر تابوت را گشودند پسرى ديد در غايت حسن و جمال و دلربائى پس محبت عظيم از او در دل او افتاد و او را در آغوش كشيد و گفت اين پسر من است و او را موسى نام نهاد چون به زبان عبرى مو بمعنى آب و سا بمعنى درخت است چون او را از ميان آب و درخت گرفتهاند اين اسم بر او نهادند اين وقت ملازمان آسيه گفتهاند بلى و اللّه اى خاتون تو فرزندى ندارى و پادشاه هم فرزند ندارد خوب است اين پسر زيبا را بفرزندى بردارى پس آسيه برخواست و بنزد فرعون رفت و گفت من يافتم فرزند طيب نيكوئى كه بفرزندى برداريم كه موجب روشنى ديدهء من و تو باشد پس او را مكش گفت از كجا آوردهاى اين پسر را گفت نمىدانم فرزند كيست اين را از روى آب گرفتيم ملازمان فرعون گفتهاند شايد اين همان طفل باشد كه منجمان خبر دادند بهتر آن است كه او را بقتل برسانى و خود را از اين دغدغه فارق بنمائى فرعون عازم بر قتل موسى شد آسيه قدم شفاعت پيش گذاشت و گفت من از منجمين كشف حال كردهام و دانستهام كه اين طفل آن طفل نيست و چندان سعى كرد تا فرعون از سر قتل او گذشت و موسى را بآسيه بخشيد خداى تعالى در اين سورهء قصص مىفرمايد ( فَالْتَقَطَهُ آلُ فِرْعَوْنَ لِيَكُونَ لَهُمْ عَدُوًّا وَ حَزَناً إِنَّ فِرْعَوْنَ وَ هامانَ وَ جُنُودَهُما كانُوا خاطِئِينَ وَ قالَتِ امْرَأَتُ فِرْعَوْنَ قُرَّتُ عَيْنٍ لِي وَ لَكَ لا تَقْتُلُوهُ عَسى أَنْ يَنْفَعَنا أَوْ نَتَّخِذَهُ وَلَداً وَ هُمْ لا يَشْعُرُونَ ) يعنى موسى را آل فرعون از روى آب گرفتهاند بالاخره با ايشان دشمن و باعث اندوه ايشان گشت فرعون و هامان و لشكر ايشان در زيانكارى و ضلالتاند آسيه با فرعون گفت اين پسر را بقتل مرسان تا او را بفرزندى اختيار كنيم چه آنكه آثار بركت