شيخ ذبيح الله محلاتى

125

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )

و خير از ديدارش هويداست و روشنى چشم من و تو در او است شايد از وجودش ما را سودى و فايدتى رسد و ايشان ندانسته‌اند كه اين كار بر ضرر آنها خواهد شد پس آسيه چندان بگفت تا فرعون راضى گشته و آسيه آن حضرت را پسر خويش خواند و دايه طلّب نمود چون مردم مصر شنيدند كه آسيه پسرى را بفرزندى اختيار كرده اغلب امرا و اشراف مصر زنان خود را بنزد آسيه فرستادند تا موسى را شير دهد موسى پستان هيچيك را نگرفت چنانچه خداى تعالى مىفرمايد ( وَ حَرَّمْنا عَلَيْهِ الْمَراضِعَ مِنْ قَبْلُ ) و مجلسى در حيوة القلوب روايت مىكند كه مادر موسى به خواهر موسى گفت برو و تفحص كن شايد اثري از موسى ظاهر شود پس خواهر موسى آمد تا بدر خانه فرعون گفت شنيده‌ام كه شما دايه از براى فرزند خود مىطلبيد و در اينجا زن صالحه‌اى هست كه فرزند شما را گرفته و شير مىدهد و نگاه‌دارى مىكند چون اين خبر بآسيه دادند گفت بياوريد او را چون مادر موسى بيامد آسيه پرسيد شما از چه طائفه‌اى هستى يوكبد گفت از بنى اسرائيل آسيه گفت ايزن برو خدا ترا عافيت دهد ما را با شما كارى نيست پس زنان بآسيه گفته‌اند كه ترا خدا عافيت دهد بگذار بيايد ببينيم پستان او را قبول مىكند يا نه آسيه گفت اگر قبول كند آيا فرعون راضى مىشود كه طفل از بنى اسرائيل و دايه هم از بنى اسرائيل جماعت زنان گفته‌اند فعلا امتحان بنمائيم كه قبول مىكند يا نه چون موسى را در دامن يوكبد گذاردند با تمام شوق و شعف چسبيد به پستان مادر و شير در گلويش مىريخت و بشادى مىخورد اين است كه خداى تعالى در سورهء قصص مىفرمايد ( وَ قالَتْ لِأُخْتِهِ قُصِّيهِ فَبَصُرَتْ بِهِ عَنْ جُنُبٍ وَ هُمْ لا يَشْعُرُونَ وَ حَرَّمْنا عَلَيْهِ الْمَراضِعَ مِنْ قَبْلُ فَقالَتْ هَلْ أَدُلُّكُمْ عَلى أَهْلِ بَيْتٍ يَكْفُلُونَهُ لَكُمْ وَ هُمْ لَهُ ناصِحُونَ فَرَدَدْناهُ إِلى أُمِّهِ كَيْ تَقَرَّ عَيْنُها وَ لا تَحْزَنَ ) يعنى يوكبد بدخترش گفت برو از برادر خود خبرى بگير كلثم خواهر موسى چون