شيخ ذبيح الله محلاتى
106
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )
مادرش فاطمه بنت الحسين هند را خواستگارى كرد ابو عبيده پدر هند پذيرفت و اطاعت كرد و از هند قبول اين دعوت را مسئلت نمود و گفت عبد اللّه فرزند پيغمبر است پس هند خود را زينت و آرايش كرده عبد اللّه را در خانهء خويش خواست و جامهء فاخر در وى پوشانيد كه فاطمه مادرش در عجب شد و عبد اللّه به هند علاقه و انس غريبى پيدا كردند و عبد اللّه دربارهء هند اشعارى دارد از آن جمله گويد برحسب نقل جنته النعيم ص 78 هند احب الى من مالى و روحى اجمعا * و عصيت فيه عواذلى و اطعت قلبا موجعا يعنى اى هند تو از مال و جان من عزيزترى پس در دوستى تو ملامت ملامتكنندگان را مخالفت مىنمايم و اطاعت قلب دردناك را مىنمايم هيفاء جده شاهزاده عبد العظيم و او ام ولد بود و پدر شاهزاده عبد العظيم عبد اللّه معروف بقافه است و قافه اسم مكانى است و پدر عبد اللّه على شديد است چون وفات كرد على شديد جاريهء او هيفاء را فروختهاند و نمىدانستهاند كه حامله است بعد از چندى معلوم شد حامله است جدش حسن بن زيد او را استرداد نمود پس عبد اللّه از وى متولد گرديد و چون به حد رشد رسيد جدش حسن مدتى او را در قافه حاكم نمود ازاينجهت عبد اللّه را قافه مىگفتهاند تا اينكه مشتبه بعبد اللّه با هر فرزند امام زين العابدين نشود و هريك از عبادله لقبى داشتهاند كه به آن معروف بودند مثل عبد اللّه محض و عبد اللّه ابيض و عبد اللّه صلصل و عبد اللّه رسى و عبد اللّه اشتر و عبد اللّه احول كه همه اين جماعت امامزادگانند يا بلاواسطه يا مع الواسطه بالجمله از عبد اللّه بن على الشديد شاهزاده عبد العظيم متولد گرديد