شيخ ذبيح الله محلاتى
10
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )
براى او تأليف كرد و در اول كتاب فرموده ( فانى عرفت من آثار السيدة الجليلة الفاضلة ادام اللّه اعزازها جميع احكام التى تعم المكلفين من الناس و تختص النساء منهن على التميز لهن و الايراد ليكون ملخصا فى كتاب يعتمد للدين و يرجع اليه فيما يثمر العلم به و اليقين و اخبرتنى برغبتها ادام اللّه تعالى توفيقها فى ذلك الخ ) مىفرمايد دانستم من از احوال اين بانوى محترمه جليله دانشمند كه خدايش بر عمر و عزتش بيفزايد باينكه راغب است بر كتابى كه جميع احكام آنچنانى كه همه مكلفين به آن محتاجاند بالاخص جماعت زنان كه به آن احكام مختصاند از قبيل حيض و نفاس و استحاضه و حضانت اولاد و حسن تبعل ازاينجهت اين كتاب احكام النساء را به جهت ايشان تأليف كردم الخ و علامهء شهير سيد على خان در كتاب درجات الرفيعة مىفرمايد كه شيخ مفيد قدس سره در عالم رؤيا ديد كه سيدهء زنان عالميان فاطمهء زهراء سلام اللّه عليها داخل مسجد كرخ شد درحالىكه دست حسن و حسين را بدست گرفته و هر دو طفل صغير مىباشند و بر شيخ مفيد سلام كرد و فرمود يا شيخ علمهما الفقه يعنى اين دو فرزند مرا علم فقه بياموز شيخ مفيد از خواب بيدار شد و غرق تعجب بود تا آفتاب بلند شد بناگاه ديد عليامخدره فاطمه بنت الناصر الكبير بيك دست دست سيد مرتضى و بدست ديگر دست سيد رضى گرفته و كنيزان آن مخدره اطراف او هستند چون بنزد شيخ رسيد گفت يا شيخ هذان ولداى قد احضرتهما اليك لتعلمهما الفقه شيخ چون اين بشنيد گريه او را گرفت و خواب خود را نقل نمود و كاملا آن مخدره را احترام فرمود و متولى تعليم آن دو بزرگوار گرديد تا اينكه فتح اللّه لهما من ابواب العلوم و الفضائل ما اشتهر عنهما فى آفاق الدنيا و هى باق ما بقى الدهر ( و حقير ترجمه اين دو بزرگوار سيد مرتضى و سيد رضى رضوان اللّه عليهما را در تاريخ سامرا به صورت تفصيليه نگاشتهام و براى اين مخدره همين فخر كافى است كه خداى تعالى چنين فرزندان به او عنايت فرموده و چون اين مخدره برحمت حق و اصل