شيخ ذبيح الله محلاتى

75

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )

نظم آن معلوم نيست و به خط خودش نوشته بود كه اين قطعه را براى سنك مزارم سرودم : اينكه خاك سيهش بالين است * اختر چرخ ادب پروين است گرچه جز تلخى از ايام نديد * هرچه خواهى سخنش شيرين است صاحب اين همه گفتار امروز * سائل فاتحه و ياسين است دوستان به كه ز وى ياد كنند * دل بىدوست دلى غمگين است خاك در ديده بسى جانفرسا است * سنك بر سينه بسى سنگين است بيند اين بستر عبرت گيرد * هرك را چشم حقيقت‌بين است هركه باشى و ز هرجا برسى * آخرين منزل هستى اين است آدمى هرچه توان‌گر باشد * چون بدين نقطه رسد مسكين است اندر آنجا كه قضا حمله كند * چاره تسليم و ادب تمكين است زادن و كشتن و پنهان كردن * دهر را رسم و ره ديرين است خرم آن‌كس كه در اين محنتگاه * خاطرى را سبب تسكين است پدر بانو پروين ميرزا يوسف خان آشتيانى نيز از فضلا و ادباى عصر حاضر بوده در سنه 1360 هجرى مرحوم شده و آثار علمى ايشان ( قلائد الادب ) كه در شرح ( اطواق الذهب ) زمخشرى است و آقاى على سالار متخلص بحيدرى در پايان قصيده‌اى كه در تأسف از فوت بانو پروين سروده در تاريخ هجرى قمرى فوتش گفته : تاريخ فوت هجرى جستم ز حيدرى گفت * مرده اديبهء دهر پروين اعتصامى سنه 1360 و حقيقة اين بانوى محترمه از نوادر و مفاخر و حسنات عصر حاضر است علوم جديده را به سرحد كمال رسانيده با اينكه از پردهء عصمت و حجاب عفت در مدارس ميشومه قدم ننهاده و در شعر بر اقران و اماثل خود از صنف شعرا مقدم بوده و گوى سبقت از نوابغ ادبار بوده ديوان قصايد و مثنويات او تا به حال چند مرتبه بطبع رسيده و از أشعار او غريزهء سياله و حسن فطرت و كمال جودت و تسلط او در ادبيات كاملا هويدا است و زبان عربى و علوم فارسى را در نزد پدر خود آموخته بلكه بعضى گويند زنى كه صاحب چنين