شيخ ذبيح الله محلاتى

76

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )

قريحه و چنين استعداد و توانائى و تتبع و تحقيق بوده باشد تاريخ كمتر نشان داده است و پاره‌اى از اشعار او را كه در ديوانش موجود است براى شاهد صدق مدعا زينت اين كتاب قرار مىدهيم . منها قولها : در آن سراى كه زن نيست انس شفقت نيست * در آن وجود كه دل‌مرده است مرده روان به هيچ مبحث و ديباچه‌اى قضا ننوشت * براى مرد كمال و براى زن نقصان زن از نخست بود ركن خانهء هستى * كه ساخت خانهء بىپى و پست و بىبنيان زن از براى متاعب نمىگداخت چه شمع * نمىشناخت كس اين راه تيره را پايان چه مهر گر كه نمىيافت زن بكوه وجود * نداشت گوهرى عشق گوهر اندر كان فرشته بود زن آن ساعتى كه چهره نمود * فرشته بين كه بر او طعنه مىزند شيطان اگر فلاطون و سقراط بوده‌اند بزرك * بزرك بود پرستار خوردى ايشان بگاهوارهء مادر بكودكى بس خفت * سپس بمكتب حكمت حكيم شد لقمان چه پهلوان و چه سالك چه زاهد و چه فقيه * بدند يكسره شاگرد اين دبيرستان حديث مهر كجا خواند طفل بىمادر * نظام و امن كجا يافت ملك بىسلطان وظيفهء زن و مرد اى حكيم دانى چيست * يكى است كشتى وان ديگرى است كشتىبان چه ناخداست خردمند كشتيش محكم * ديگر چه باك ز أمواج ورطهء طوفان بروز حادثه اندريم حوادث دهر * اميد سعى و عملها است هم از اين هم از آن هميشه دختر امروز مادر فردا است * ز مادر است ميسر بزرگى پسران اگر رفوى زنان نكو نبود نداشت * بجز گسيختگى جامهء نكو مردان زن نكوى نه بانوى خانه تنها هست * طبيب هست و پرستار و شحنه و دربان چه زن چه مرد كسى شد بزرك و كام‌روا * كه داشت ميوه‌اى از علم در دامان زنى كه گوهر تعليم و تربيت نخريد * فروخت گوهر عمر عزيز را ارزان . . . الخ