شيخ ذبيح الله محلاتى

64

رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )

و صورت به اين زشتى كه شوهر تو دارد عجب است از تو كه دل بر او بسته‌اى و با وجود اين زشتى به او اين همه خدمت تقديم مىنمائى زن گفت حديثى شنيده‌ام كه حضرت مقدس نبوى فرموده است : ( الايمان نصفان نصفه الصبر و نصفه الشكر ) خداوند تعالى حسن به من مرحمت كرده و من بمراسم شكر قيام مىنمايم و بمحنت قبح وجه شوهر كه گرفتار شده‌ام بر آن صبر مىكنم تا قواعد ايمانم سالم ماند اصمعى گويد از اين سخن تعجبها كردم و در عفت و پارسائى مثل او نديدم . بانوى عربيه كه سه زن را قسم داد علامهء نراقى در كتاب خزائن آورده است كه در سنهء هزار دويست و ده كه حقير بعزم زيارت بيت اللّه الحرام وارد بغداد شدم چند روزى در روضهء متبركه كاظمين ( ع ) به جهت اجتماع با رفقا و دوستان توقف اتفاق افتاد در شب جمعه‌اى در روضهء متبركة امامين همامين بودم با جمعى از احباء و هم‌سفران بعد از اينكه از تعقيب نماز عشا فارغ شديم و ازدحام مردم كم شد برخواستيم بالاى سر آمديم كه دعاى كميل را در آن موضع با حضور قلب قرائت بنمائيم بناگاه آواز جمعى از زنان و مردان عرب را بر در روضه مشاهده كرديم به‌نحوىكه مانع از حضور قلب گرديد من بيكى از رفيقان خود گفتم سوء ادب اعراب را بنگريد كه در چنين موضع و در چنين وقتى صدا بلند مىكنند چون صداى ايشان طول كشيد من با بعضى از رفقا برخواسته و به پائين پاى ضريح آمديم كه ملاحظه كنيم سبب غوغا چيست ديدم شيخ محمّد كليددار بر در روضهء مقدسه ايستاده و چند زن از اعراب داخل روضهء مقدسه شدند ، و يكى از آنها گريبان سه زن ديگر را گرفته و آنها را مىكشاند بسوى ضريح مقدس و مىگويد كيسه پول مرا يكى از شما دزديده‌ايد و ايشان منكر بودند آن بانوى با اخلاص گفت به آن سه زن كه در همين مكان شريف قفل ضريح را بگيريد و قسم به اين دو بزرگوار ياد كنيد كه پول مرا ندزديده‌ايد و خبرى از او نداريد من از شما مطمئن مىشوم و كارى بشما ندارم من و رفقا ايستاديم كه ببينيم كار ايشان بكجا منتهى مىشود پس يكى از زنان در نهايت اطمينان قدم پيش نهاده و قفل را گرفته و گفت يا ابا الجوادين